۱ - پیاده شدن / پایین آمدن ( حرکت فیزیکی )
✅ رایج
۲ - کناره گیری کردن / استعفا دادن
✅ رسمی تر
۳ - برو کنار! / فاصله بگیر! / دخالت نکن!
✅ دستور تند یا هشدار ( محاوره ای / خشن )
⚠️به صورت امری می آید و لحنش تند است.
... [مشاهده متن کامل]
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
1️⃣
این رایج ترین و خنثی ترین معنی است:
Please step off the bus.
لطفاً از اتوبوس پیاده شوید.
He stepped off the platform.
او از سکو پایین آمد.
- - - - -
2️⃣
یعنی از یک سمت، مسئولیت یا موقعیت کنار رفتن:
The manager stepped off after the scandal.
مدیر بعد از رسوایی کناره گیری کرد.
She stepped off the committee.
او از کمیته کنار رفت.
- - - - - -
3️⃣
به صورت امری می آید و لحنش تند است:
Step off, this is none of your business!
برو کنار، به تو ربطی نداره!
✅ رایج
۲ - کناره گیری کردن / استعفا دادن
✅ رسمی تر
۳ - برو کنار! / فاصله بگیر! / دخالت نکن!
✅ دستور تند یا هشدار ( محاوره ای / خشن )
⚠️به صورت امری می آید و لحنش تند است.
... [مشاهده متن کامل]
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
1️⃣
این رایج ترین و خنثی ترین معنی است:
لطفاً از اتوبوس پیاده شوید.
او از سکو پایین آمد.
- - - - -
2️⃣
یعنی از یک سمت، مسئولیت یا موقعیت کنار رفتن:
مدیر بعد از رسوایی کناره گیری کرد.
او از کمیته کنار رفت.
- - - - - -
3️⃣
به صورت امری می آید و لحنش تند است:
برو کنار، به تو ربطی نداره!
خروج، برون رفت
با قدم اندازه گیری کردن
توقف مداخله یا دخالت دادن خود با کسی یا چیزی؛ دور شدن از کسی یا چیزی
To avoid a conflict; to back down
to take steps down from and off of something
توقف مداخله یا دخالت دادن خود با کسی یا چیزی؛ دور شدن از کسی یا چیزی
همون معنی back off رو میده یعنی "بزن به چاک"
لطفا معنیش را بفرمایید
کلمه step off دو تا معنی مهم می تونه داشته باشه:
✅یکی به معنی ( ( ترک کردن ) )
She was born on a boat in New Zealand, and has hardly stepped off one since.
✅و دیگری به معنی ( ( قدم نهادن ) )
she felt the difference as soon as she is stepped off the plane
✅یکی به معنی ( ( ترک کردن ) )
✅و دیگری به معنی ( ( قدم نهادن ) )
راه افتادن ، رفتن
پاتو بردار
فکر کنم پریدن هم معنا بده مثلا
I stepped off the bridge
از پل پریدم
از پل پریدم
پیاده شدن ( از وسایل نقلیه ی بزرگ مثل تراکتور و بیل مکانیکی و . . . )
از روی سطحی خارج شدن
He stepped off the sidewalk
از پیاده رو خارج شد
از پیاده رو خارج شد
بی ادبیه ولی میشه سیکتیر کن. . . ب قول امینم. step off bitch سیکتیر کن هرجایی
خارج شدن
برید عقب! یا اگه مفرد باشه: برو عقب!
بیخیال شو
ببخشید ولی میشه
صیک کن
صیک کن
قدم پایین گذاشتن از جایی
One of definition for step: a type of exercise that you do by stepping on and off a raised piece of equipment
شیرجه
قدم بر زمین گذاشتن
شیرجه به پایین
قدم پایین گذاشتن از جایی.
Step off that table before you fall and crack your head open!
I recognized her the moment she stepped off of the train
۲ ) دخالت نکن ( و نیز گاهی : شرت رو کم کن )
Step off, man, this is none of your business.
... [مشاهده متن کامل]
3 ) پا پس کشیدن، عقب نشینی ( از برنامه )
You all best to step off the project
l will be the last to step offآخرین نفرم که پا پس میکشم.
4 ) پا گذاشتن به ( با into )
Army stepped off the minefield
لشگر قدم به میدان مین گذاشت
۲ ) دخالت نکن ( و نیز گاهی : شرت رو کم کن )
... [مشاهده متن کامل]
3 ) پا پس کشیدن، عقب نشینی ( از برنامه )
l will be the last to step offآخرین نفرم که پا پس میکشم.
4 ) پا گذاشتن به ( با into )
لشگر قدم به میدان مین گذاشت
ترک کردن. تنها گذاشتن
شرررت کم. . . . .
قدم گذاشتن ، پا گذاشتن ، وارد شدن به
قدم گذاشت _ پا گذاشت
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٧)