۱. مصمم و قاطع ( صفت ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
The steely - eyed pilot landed the plane safely during the storm.
۲. سرد و بی روح ( صفت )
He gave the traitor a steely - eyed glare that chilled the room.
... [مشاهده متن کامل]
۳. تیزبین و هوشیار ( صفت )
The steely - eyed detective noticed the smallest clue at the crime scene.
۴. نترس و تزلزل ناپذیر ( صفت )
She remained steely - eyed even when facing her strongest opponent.
۵. بی رحم و قسی القلب ( صفت )
The steely - eyed assassin waited patiently for the target to appear.
۶. بااراده و نفوذناپذیر ( صفت )
He is a steely - eyed negotiator who never reveals his true thoughts.
توضیح:
این صفت ترکیبی برای توصیف نگاه یا حالتی از چهره به کار می رود که نشان دهنده اراده ی پولادین، تمرکز بسیار بالا، و فقدان احساسات یا ترس است. فردی که �Steely - eyed� توصیف می شود، معمولاً در شرایط بحرانی بسیار خونسرد است و چشمانش هیچ گونه ضعف یا تردیدی را نشان نمی دهد. این اصطلاح در ادبیات نظامی، جنایی و محیط های تجاریِ خشن کاربرد زیادی دارد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Determined / Resolute / Unflinching / Cold - blooded / Icy / Unwavering / Sharp - sighted / Firm / Impassive / Unshakable / Fixed - eye / Hard - boiled
۲. سرد و بی روح ( صفت )
... [مشاهده متن کامل]
۳. تیزبین و هوشیار ( صفت )
۴. نترس و تزلزل ناپذیر ( صفت )
۵. بی رحم و قسی القلب ( صفت )
۶. بااراده و نفوذناپذیر ( صفت )
توضیح:
این صفت ترکیبی برای توصیف نگاه یا حالتی از چهره به کار می رود که نشان دهنده اراده ی پولادین، تمرکز بسیار بالا، و فقدان احساسات یا ترس است. فردی که �Steely - eyed� توصیف می شود، معمولاً در شرایط بحرانی بسیار خونسرد است و چشمانش هیچ گونه ضعف یا تردیدی را نشان نمی دهد. این اصطلاح در ادبیات نظامی، جنایی و محیط های تجاریِ خشن کاربرد زیادی دارد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
کسی که تمرکز قوی و شدید دارد، اغلب با نگاهی مصمم و تزلزل ناپذیر ( نگاه نافذ )
هنگامی که شخصی به عنوان steely eyed توصیف می شود، به این معنی است که او دارای اراده قوی و تزلزل ناپذیر، اعتماد به نفس تزلزل ناپذیر و نگاهی تیزبین و نافذ است که می تواند برای دیگران ترسناک یا آزاردهنده باشد.
... [مشاهده متن کامل]
مثال؛
پولادی، مستحکم، سخت
با اراده، سرسخت
نگاه نافذ، نگاه سنگین، نگاهِ سخت