stating the obvious

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• I'm not trying to insult you by stating the obvious; I just want to be clear.
نمی خوام با گفتن چیز واضح بهت توهین کنم؛ فقط می خوام شفاف باشم.
• The report is just stating the obvious—nothing new.
...
[مشاهده متن کامل]

گزارش فقط داره چیزهای واضح رو می گه—هیچ چیز جدیدی نداره.
• I know I'm stating the obvious, but we can't afford this.
می دونم دارم چیز واضحی می گم، ولی از پس هزینه ش برنمی آییم.
• Instead of stating the obvious, why don't you offer a solution?
به جای گفتن چیزهای واضح، چرا یه راه حل پیشنهاد نمی دی؟

بدیهی است که
با بیان واضح، واضح است، روشن است، بدیهی است.