🔸 معادل فارسی:
دیگران را از منابع محروم کردن
دیگران را در تنگنای منابع قرار دادن
منابع را از دیگران دریغ کردن
دیگران را از بودجه، سرمایه یا حمایت محروم کردن
دیگران را از امکانات لازم بی بهره گذاشتن
... [مشاهده متن کامل]
نکته: در این کاربرد، starve معنای تحت اللفظی گرسنه نگه داشتن ندارد، بلکه استعاری است.
🔸 مثال ها:
The company poured money into AI but starved other departments of funding.
شرکت سرمایه زیادی به هوش مصنوعی اختصاص داد، اما سایر بخش ها را از بودجه کافی محروم کرد.
Overinvesting in one sector can starve others of capital.
سرمایه گذاری بیش از حد در یک بخش می تواند بخش های دیگر را از سرمایه محروم کند.
The new policy risks starving rural areas of essential services.
سیاست جدید ممکن است مناطق روستایی را از خدمات ضروری محروم کند.
Don't starve your creative projects of time and attention.
پروژه های خلاقانه ات را از زمان و توجه کافی محروم نکن.
دیگران را از منابع محروم کردن
دیگران را در تنگنای منابع قرار دادن
منابع را از دیگران دریغ کردن
دیگران را از بودجه، سرمایه یا حمایت محروم کردن
دیگران را از امکانات لازم بی بهره گذاشتن
... [مشاهده متن کامل]
نکته: در این کاربرد، starve معنای تحت اللفظی گرسنه نگه داشتن ندارد، بلکه استعاری است.
🔸 مثال ها:
شرکت سرمایه زیادی به هوش مصنوعی اختصاص داد، اما سایر بخش ها را از بودجه کافی محروم کرد.
سرمایه گذاری بیش از حد در یک بخش می تواند بخش های دیگر را از سرمایه محروم کند.
سیاست جدید ممکن است مناطق روستایی را از خدمات ضروری محروم کند.
پروژه های خلاقانه ات را از زمان و توجه کافی محروم نکن.