🔸 معادل فارسی:
- بلیت معمولی
- بلیت عادی
- - -
🔸 تعریف ها:
1. ** ( مسافرتی – اصلی ) :**
نوعی بلیت پایه که خدمات یا امکانات اضافی ندارد و فقط دسترسی معمول به سفر یا رویداد را فراهم می کند.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: *I bought a standard ticket for the train. *
من یک بلیت استاندارد برای قطار خریدم.
2. ** ( فرهنگی/اجتماعی – کاربردی ) :**
برای رویدادها ( کنسرت، سینما، تئاتر ) به معنای بلیت معمولی، نه VIP یا ویژه.
مثال: *The concert offers both standard tickets and VIP passes. *
کنسرت هم بلیت استاندارد دارد و هم کارت VIP.
3. ** ( استعاری – فرهنگی ) :**
گاهی برای اشاره به گزینه ی پایه یا حداقل در مقایسه با نسخه های ارتقا یافته.
- - -
🔸 مترادف ها:
regular ticket – basic ticket – ordinary ticket – general admission
- - -
- در انگلیسی، *standard ticket* معمولاً در مقابل *premium ticket* یا *VIP ticket* قرار می گیرد.
- بلیت معمولی
- بلیت عادی
- - -
🔸 تعریف ها:
1. ** ( مسافرتی – اصلی ) :**
نوعی بلیت پایه که خدمات یا امکانات اضافی ندارد و فقط دسترسی معمول به سفر یا رویداد را فراهم می کند.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: *I bought a standard ticket for the train. *
من یک بلیت استاندارد برای قطار خریدم.
2. ** ( فرهنگی/اجتماعی – کاربردی ) :**
برای رویدادها ( کنسرت، سینما، تئاتر ) به معنای بلیت معمولی، نه VIP یا ویژه.
مثال: *The concert offers both standard tickets and VIP passes. *
کنسرت هم بلیت استاندارد دارد و هم کارت VIP.
3. ** ( استعاری – فرهنگی ) :**
گاهی برای اشاره به گزینه ی پایه یا حداقل در مقایسه با نسخه های ارتقا یافته.
- - -
🔸 مترادف ها:
- - -
- در انگلیسی، *standard ticket* معمولاً در مقابل *premium ticket* یا *VIP ticket* قرار می گیرد.
توی بریتیش بلیط معمولی را میگویند درحالی در امریکن آنرا coach ticket میگویند