stand upon

پیشنهاد کاربران

1 - ایستادن روی / بر روی چیزی قرار داشتن.
stand upon the floor روی زمین ایستادن.
stand upon a hill بالای تپه ایستادن.
2 - مبتنی بودن بر / تکیه داشتن بر.
این کاربرد بیشتر رسمی یا ادبی است.
...
[مشاهده متن کامل]

My argument stands upon evidence. استدلال من بر شواهد استوار است.
The decision stands upon legal groundsاین تصمیم بر پایه ی موازین حقوقی است.
3 - اصرار داشتن بر / تأکید کردن بر.