بر افراشته
**English:** "Stand someone up" means to fail to meet someone for a planned date or appointment without informing them in advance. **Farsi:** "Stand someone up" یعنی بدون اطلاع قبلی در قرار ملاقات یا قرار عاشقانه ای که از قبل برنامه ریزی شده است، حاضر نشدن.
... [مشاهده متن کامل]
### **10 Complex Sentences with Farsi Translations:**
1. **Even though he had promised to meet her at the restaurant, he stood her up without any explanation. **
با اینکه قول داده بود در رستوران او را ملاقات کند، بدون هیچ توضیحی سر قرار حاضر نشد.
2. **She was so embarrassed when she realized that she had been stood up on her first date. **
وقتی فهمید که در اولین قرارش تنها گذاشته شده است، خیلی خجالت زده شد.
3. **Because he had been stood up before, he was hesitant to trust anyone for a date again. **
چون قبلاً سر قرار تنها گذاشته شده بود، در اعتماد کردن به کسی برای قرار مجدد مردد بود.
4. **Although she waited for over an hour, she finally accepted that he had stood her up. **
با اینکه بیش از یک ساعت منتظر ماند، سرانجام پذیرفت که او سر قرار حاضر نشده است.
5. **If you keep standing people up, no one will want to make plans with you anymore. **
اگر مدام مردم را سر قرار تنها بگذاری، دیگر هیچ کس نمی خواهد با تو برنامه ای بچیند.
6. **He was furious when his business partner stood him up for an important meeting. **
او وقتی که شریک کاری اش برای یک جلسه مهم نیامد، بسیار عصبانی شد.
7. **Since she had never stood anyone up before, she felt really guilty about missing their appointment. **
چون او قبلاً هرگز کسی را سر قرار تنها نگذاشته بود، بابت از دست دادن قرارشان احساس گناه کرد.
8. **Despite his repeated apologies, she refused to forgive him for standing her up on their anniversary. **
با وجود عذرخواهی های مکررش، او حاضر نشد او را به خاطر تنها گذاشتن در سالگردشان ببخشد.
9. **On top of being late, he stood her up without even bothering to send a message. **
علاوه بر دیر کردن، او را بدون حتی زحمت فرستادن یک پیام سر قرار تنها گذاشت.
10. **No matter how busy you are, standing someone up without informing them is just disrespectful. **
مهم نیست چقدر سرت شلوغ باشد، سر قرار نیامدن بدون اطلاع دادن فقط بی احترامی است.
chatgpt
ایستادن
"Please stand up when the teacher enters the room. "دفاع کردن
"You need to stand up for your rights. "پابرجا ماندن
"His argument didn't stand up under scrutiny. "برپا کردن
... [مشاهده متن کامل]
"They decided to stand up a new business. "
سر قرار حاضر شدن
"He stood her up on their first date. "
رضایت بخش بودن، پایا بودن.
This old film stands up very well for modern audiences and hasn't dated at all.
بر پا شدن
to stand ( someone ) up – to not meet someone when one is supposed to,
especially if the two people arranged a romantic date
برپا ( فرمان نظامی )
1 -
stand someone upTo intentionally fail to meet someone when you said you would, especially someone you were starting to have a romantic relationship withغیر رسمی، فعل
عمداً به ملاقات کسی که قرار داشتید، نرفتن، به خصوص کسی که شروع به برقراری رابطه عاشقانه با او کرده اید.
... [مشاهده متن کامل]
قال گذاشتن کسی.
I don't know if I've been stood up or if she's just late - I'll wait another half hour
He was supposed to be here at seven, so by seven thirty I began to think that he stood me up
2 -
US/ informal
Loyal; that you can rely on to defend you
انگلیسی بریتانیایی، غیر رسمی، صفت
وفادار، کسی که می توانید برای دفاع از خود به او تکیه کنید.
He was friendly, passionate, and a stand - up kind of guy
3 -
UK
Involving violence or loud shouting, etc
انگلیسی بریتانیایی، صفت
همراه با خشونت یا فریاد بلند و غیره.
The two men had had a stand - up row in the pub after the game
4 -
To prove to be true when closely examined
فعل
اثبات شدن صحت چیزی در هنگام بررسی دقیق
The evidence is weak and will not stand up in court
Good research will stand up under any criticism
Their argument won't stand up to detailed criticism ( = when it is studied critically )
برخیزید
برشو !
برجه/ ورجه !
rise to ( one's ) full height
( تحمل کردن ) tolerate
( قال گذاشتن کسی ) to dump somebody
یکی دیگر از معنی های stand up دفاع کردن است .
برای مثال :
. they are unable to stand up for themselves
آنها در دفاع از خودشان ناتوان اند / نمیتوانند از خودشان دفاع کنند.
پایبندی، وفاداری
ایستادگی کردن
دفاع کردن ( از حق )
برای چیزی ارزش زیاد قائل بودن
پای چیزی ماندن ( عواقب، عقاید )
ایستادگی کنم
!On your feet
هوای کسی را داشتن
پا فشاری
سیخ شدن مو ( از ترس یا تعجب )
every hair on his arms stood up!
معطلم کردی
روزی یکی از دوستان انگلیسی زبان را سر قرار قال گذاشتم
ایشون دقیقا از همین واژه برای سر کار گذاشتن استفاده کرد
You just stood me up there
یعنی منو اونجا سرکار گذاشتی
در گویش شهرستان بهاباد از کلمه ی وخی، Vakhi، به معنای پاشو وبلندشو استفاده می شود
stand up ( to something )
to remain valid even when tested, examined closely, etc
معتبر باقی ماندن حتی پس از آزمودن، به دقت بررسی شدن و غیره
پشت کسی دراومدن
صحنه ، سرِ صحنه ، رو صحنه ، روی صحنه ، پا صحنه
پاشو
Happy and proud to live
شاد و با سربلندی به زندگی ادامه دهید
خوشحالم و افتخار میکنم که زندگی کنم
بلند شدن
قابل قبول
سرپایی - ایستاده
مثلاٌ Stand - up Meeting به معنی جلسه سرپایی
قال گذاشتن
بلند شده، بلند شو
ایستادن
تاب آوردن ، تحمل کردن
معتبر بودن یا معتبر باقی ماندن
آماده باش
روی پا ماندن
رُوپا، سرپا، درجا، ایستا! -
یکی از اصول واژه گزینی این هست که بهترین واژه ی انتخابی باید بسیار شبیه واژه ی بیگانه باشد ( و بسیار از نظر معنی بهش بخورد ) تا مخاطب ارتباط راحتی با آن برقرار کند ولی بازم استفاده از واژه هایِ دیگر هم درست و هم تنوع خوبی به آن واژه می دهد. بازم از خانم سلطانی بابت واژه اش ممنونم!
... [مشاهده متن کامل] سرپایی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٩)