stand uneasily

پیشنهاد کاربران

معادل فارسی:
با چیزی به سختی و با ناهماهنگی کنار آمدن
با چیزی در تنش بودن
با چیزی سازگاری کامل نداشتن
در تضاد یا ناسازگاری نسبی با چیزی قرار داشتن
مثال؛
His views stand uneasily with the principles of the organization.
...
[مشاهده متن کامل]

دیدگاه های او چندان با اصول سازمان سازگار نیستند.
Her recent actions stand uneasily with her earlier statements.
اقدامات اخیر او با اظهارات قبلی اش به خوبی جور درنمی آید.
The new policy stands uneasily with the government's promise to reduce taxes.
سیاست جدید دولت با وعده آن برای کاهش مالیات در تعارضی ناخوشایند قرار دارد.
Their alliance stands uneasily with their long history of rivalry.
ائتلاف آنها با سابقه طولانی رقابتشان به سختی قابل جمع است.