stand tall

پیشنهاد کاربران

از جایگاه و نفوذ بالا برخوردار بودن
He used to stand tall in the town
او روزگاری از جایگاه و نفوذ بالایی در شهر برخوردار بود.
تمام قد ایستادن
کنایه از اینکه با عزم راسخ کاری رو انجام دادن
سر خود را بالا گرفتن
کنایه از با اعتماد به نفس رفتار کردن
افتخار کردن
سرپا ایستادن
سر پا بودن
● محکم بودن، سر خم نکردن
● اما وقتی بین دو کلمه یه عدد برای ذکر ارتفاع میاد یعنی: "در حالت ایستاده یا صاف این قدش هست"
The fossil stood 1. 5 meters tall
طول فسیل ( وقتی سر هم بشه و به حالت صاف قرار بگیره ) یک متر و نیم بود.
سرفراز بودن
be proud and confident.
"you must stand tall in this dark hour"
قد عَلَم کردن
نشان دادن شجاعت، قدرت و آرامش از خود ( به خصوص در برابر سختی ها و مشکلات )
ضعف نشان ندادن از خود در برابر مشکلات و سختی ها
صاف بایست
قوز نکن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)