🔸 معادل فارسی:
• در سطح یا عددی قرار داشتن ( به عنوان آمار، میزان، یا وضعیت )
• رسیدن به ( ارتفاع، درجه، یا میزان مشخصی )
• ( در موقعیت های فیزیکی ) در کنار یا نزدیک چیزی ایستادن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
The unemployment rate stands at 8. 5%.
نرخ بیکاری در سطح ۸. ۵ درصد قرار دارد.
The thermometer stands at 35 degrees today.
دماسنج امروز روی ۳۵ درجه ایستاده است.
The company's total revenue stands at $50 million.
کل درآمد شرکت به ۵۰ میلیون دلار رسیده است.
He stood at the door and waited for her.
او دم در ایستاد و منتظر او ماند.
• در سطح یا عددی قرار داشتن ( به عنوان آمار، میزان، یا وضعیت )
• رسیدن به ( ارتفاع، درجه، یا میزان مشخصی )
• ( در موقعیت های فیزیکی ) در کنار یا نزدیک چیزی ایستادن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
نرخ بیکاری در سطح ۸. ۵ درصد قرار دارد.
دماسنج امروز روی ۳۵ درجه ایستاده است.
کل درآمد شرکت به ۵۰ میلیون دلار رسیده است.
او دم در ایستاد و منتظر او ماند.
یکی دیگر از معانی آن می شود : رسیدن ( به ) ( یک مبلغ , یا میزان یا مقدار عددی ) , مثلا دمای هوا به 10 درجه ی سانتی گراد رسید ( the temperature stood at 10 c ) .