stamen

/ˈsteɪmən//ˈsteɪmən/

معنی: پرچم، پود، جرثومه نر گیاه
معانی دیگر: (گیاه شناسی) پرچم

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: stamens, stamina
• : تعریف: the stalklike part of a flower that produces and bears the pollen.

جمله های نمونه

1. Marathon runners need plenty of stamina.
[ترجمه ترگمان]دوندگان ماراتون به بنیه زیادی نیاز دارند
[ترجمه گوگل]دونده های ماراتن نیاز به مقدار زیادی استقامت دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She didn't have the stamina to complete the course.
[ترجمه ترگمان]اون بنیه رو نداشت که مسیر رو کامل کنه
[ترجمه گوگل]او خستگی نداشت تا دوره را کامل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She had the strength and stamina to take the lead and win the gold medal.
[ترجمه ترگمان]او قدرت و استقامت را داشت که سرب را بردارد و مدال طلا را ببرد
[ترجمه گوگل]او قدرت و استقامت را داشت تا رهبری کند و مدال طلا را بردارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You need stamina to be a long-distance runner.
[ترجمه ترگمان]شما به استقامت نیاز دارید تا یک دونده دور از فاصله باشید
[ترجمه گوگل]شما نیاز به استقامت برای یک دونده طولانی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. These exercises build muscle and increase stamina.
[ترجمه ترگمان]این تمرینات استقامت ماهیچه ای ایجاد می کنند و استقامت و استقامت را افزایش می دهند
[ترجمه گوگل]این تمرینات عضله را ایجاد می کند و استقامت را افزایش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was a man of stupendous stamina and energy.
[ترجمه ترگمان]او مردی با استقامت و استقامت بود
[ترجمه گوگل]او مردی استثنایی و انرژی فوقالعاده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Giving up smoking had a magical effect on his stamina.
[ترجمه ترگمان]رها کردن سیگار، تاثیر جادویی در استقامت او داشت
[ترجمه گوگل]ترک سیگار یک اثر جادویی بر استقامت او داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The long climb tested our fitness and stamina.
[ترجمه ترگمان]صعود طولانی تناسب اندام و بنیه ما را آزمایش کرد
[ترجمه گوگل]صعود طولانی تناسب اندام و استقامت ما را آزمایش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It was a test of his stamina and resolve.
[ترجمه ترگمان]اون یه آزمایش از استقامت و تصمیمش بود
[ترجمه گوگل]این آزمون از استقامت و عزم او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Aerobic exercise helps to build up stamina.
[ترجمه ترگمان]ورزش کردن به استقامت و استقامت کمک می کند
[ترجمه گوگل]ورزش هوازی به ایجاد استقامت کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. You have to have a lot of stamina to be a top-class dancer.
[ترجمه ترگمان]شما باید استقامت و استقامت زیادی داشته باشید تا یک رقاص درجه بالا باشید
[ترجمه گوگل]شما باید دارای استقامت زیادی باشید تا بتوانید رقاص برتر باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The triathlon is a great test of stamina.
[ترجمه ترگمان]مسابقه سه گانه یک آزمون بزرگ از استقامت است
[ترجمه گوگل]Triathlon یک آزمون عالی از استقامت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It takes stamina to run a marathon.
[ترجمه ترگمان]انجام یک ماراتن به استقامت نیاز دارد
[ترجمه گوگل]برای اجرای یک ماراتن طول می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He runs every day to hone his stamina.
[ترجمه ترگمان]اون هر روز راه میره که his رو پرورش بده
[ترجمه گوگل]او هر روز برای استقامت خود کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The husky is unequalled for stamina and endurance.
[ترجمه ترگمان]سگ اسکیمو به خاطر استقامت و استقامت بی همانند است
[ترجمه گوگل]شوخ طبعی برای استقامت و استقامت بی نظیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پرچم (اسم)
blazon, banner, oriflamme, flag, stamen, standard, ensign, vexillum, whiff

پود (اسم)
stamen, woof, weft

جرثومه نر گیاه (اسم)
stamen

به انگلیسی

• pollen-bearing organ of a flower (botany)
the stamens of a flower are the small, delicate stalks which grow inside the blossom and produce pollen.

پیشنهاد کاربران

پرچم گل ها که به دو قسمت بساک و میله تقسیم میشود.
منبع: کتاب پایه هشتم
stamen ( زیست‏شناسی )
واژه مصوب: پرچم 2
تعریف: هریک از اندام های تولیدمثلی نر در گیاهان گل دار که درمجموع نافۀ گل را تشکیل می دهند |||* مصوب فرهنگستان اول
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما