squirm

/ˈskwɜːrm//skwɜːm/

معنی: حرکت ماروار، پیچ و تاب خوردن، لولیدن، ناراحتی نشان دادن
معانی دیگر: (از درد یا شرم یا خشم و غیره) به خود پیچیدن، دست و پای خود را گم کردن، (مانند مار یا کرم) لولیدن، وول خوردن یا زدن (writhe هم می گویند)، لول خوری، وول وول
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: squirms, squirming, squirmed
(1) تعریف: to twist about; writhe; wriggle.
مترادف: twist
مشابه: shift, wiggle, wriggle, writhe

- The small child squirmed in the arms of the nurse.
[ترجمه Yekta] کودک کوچک در بغل پرستار نا راحت بود. ( نا راحت : راحت نبودن )
|
[ترجمه ترگمان] بچه کوچک در آغوش پرستار پیچ وتاب می خورد
[ترجمه گوگل] این کودک کوچک در آغوش پرستار قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to feel or show embarrassment or distress.
مترادف: writhe
مشابه: blench, blush, flinch, smart, wince

- The boy squirmed as the teacher read his poem out loud.
[ترجمه Yekta] پسرک احساس شرم ک ناراحتی کرد وقتی معلم با صدای بلند شعرش را خواند
|
[ترجمه ترگمان] وقتی معلم شعر اش را با صدای بلند خواند، پسرک پیچ وتاب خورد
[ترجمه گوگل] پسر به عنوان معلم به عنوان خوانده شده شعر خود را با صدای بلند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: squirmy (adj.), squirmingly (adv.)
• : تعریف: a twisting, wriggling movement; the act of squirming.
مترادف: wriggle
مشابه: twist, wiggle, writhe

- With a squirm, she got free of her aunt's smothering embrace.
[ترجمه ترگمان] در حالی که پیچ وتاب می خورد، از دست او خلاص شد
[ترجمه گوگل] با خجالت زدن، او از آغوش خیره شدن عمه اش آزاد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. The very mention of her singing made her squirm uncomfortably.
[ترجمه ترگمان]چیزی که از آواز خواندن او شنیده می شد، او را ناراحت می کرد
[ترجمه گوگل]بسیار اشاره ای به آواز او باعث ناراحتی او شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Someone grabbed him but he managed to squirm free.
[ترجمه ترگمان]یک نفر او را گرفت، اما او خودش را آزاد کرد
[ترجمه گوگل]کسی او را گرفتار کرد اما توانست بدون هیچ مشکلی کنار بیاید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The boy tried to squirm free.
[ترجمه ترگمان]پسر می خواست خود را آزاد کند
[ترجمه گوگل]پسر سعی کرد به صورت رایگان بپردازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It made him squirm to think how he'd messed up the interview.
[ترجمه ترگمان]به این نتیجه رسید که چطور مصاحبه را خراب کرده بود
[ترجمه گوگل]این باعث شد که او به فکر چگونگی مصاحبهش باشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He gave a feeble shrug and tried to squirm free.
[ترجمه ترگمان]او شانه ای بالا انداخت و سعی کرد خودش را آزاد کند
[ترجمه گوگل]او به شدت تمسخر آمیز و سعی کرد آزاد شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I still squirm with embarrassment at the thought of it.
[ترجمه ترگمان]من هنوز از فکر این موضوع ناراحت می شوم
[ترجمه گوگل]من هنوز با خجالت به فکر آن افتادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He made me squirm with embarrassment.
[ترجمه ترگمان]او مرا ناراحت کرد
[ترجمه گوگل]او مرا خجالت زده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It made him squirm to think how badly he'd messed up the interview.
[ترجمه ترگمان]به این نتیجه رسید که چقدر بد مصاحبه را خراب کرده بود
[ترجمه گوگل]این باعث شد که او را فریب دهد تا فکر کند چقدر بد بود مصاحبه را خراب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Pornography is a subject that makes most Americans squirm.
[ترجمه ترگمان]Pornography موضوعی است که بیشتر آمریکایی ها را به حرکت وا می دارد
[ترجمه گوگل]پورنوگرافی موضوعی است که اکثر آمریکایی ها آن را تسکین می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Moray eels squirm right to the water's edge and greedily gulp down the feast.
[ترجمه ترگمان]مارماهی به سمت لبه آب پیچ وتاب می خورد و حریصانه جشن را فرو می برد
[ترجمه گوگل]خرچنگ های مورا به سمت لبه آب سوق می دهند و به طرز جسورانه ای را می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I can still remember how I used to squirm uneasily under his touch.
[ترجمه ترگمان]هنوز می توانم به یاد بیاورم که چگونه در زیر تماس او ناراحت و ناراحت بودم
[ترجمه گوگل]من هنوز می توانم به یاد داشته باشم که چگونه من تحت لمس خودم ناامید شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. McAllister and his team-mates were made to squirm their way through a special screening of their 4-1 Saturday mauling by Middlesbrough.
[ترجمه ترگمان]McAllister و هم تیمی های او مجبور شدند که از طریق یک نمایش ویژه از توسط میدلزبورو توسط میدلزبورو در مسیر خود به جای خود قرار بگیرند
[ترجمه گوگل]McAllister و هم تیمی هایش از طریق نمایش ویژه 4-1 شنبه ملامین شده توسط میدلزبورو، به راه خود ادامه دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Cheating made him squirm; it made him nervous and murderous.
[ترجمه یکتا] خیانت اون رو عصبی کرد و همین اون رو نگران و فاسد کرد
|
[ترجمه ترگمان]این کار او را عصبی و کشنده می کرد
[ترجمه گوگل]تقلب باعث شد که او را ببوسد؛ او را عصبی و فاسد ساخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. But being taught by her made him squirm.
[ترجمه ترگمان]اما از او یاد گرفته بود که او خودش را به پیچ وتاب درآورد
[ترجمه گوگل]اما او توسط او تدریس می شود و او را می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Sometimes his candor made the people from State squirm a little.
[ترجمه ترگمان]بعضی وقت ها صداقت او باعث می شد مردم از State کمی تکان بخورند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات تقصیر او باعث شد که مردم از دولت کمی کمکتان کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

حرکت ماروار (اسم)
squirm

پیچ و تاب خوردن (فعل)
convolute, squirm, writhe

لولیدن (فعل)
wiggle, worm, squirm, wriggle, hotch, sniggle, squiggle

ناراحتی نشان دادن (فعل)
squirm

به انگلیسی

• act of wriggling; wriggling movement, squirming motion
twist and turn, wriggle, writhe
if you squirm, you wriggle, because you are nervous or uncomfortable.
you can also say that someone squirms when they are very embarrassed or ashamed.

پیشنهاد کاربران

پیچ و تاب خوردن
به خود پیچیدن ( از روی درد، خشم، نارحتی و . . . )
وول خوردن
جابجا شدن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما