squint eyed


لوچ، احول، لوچ، احول، چپ چشم
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: afflicted with strabismus.
مشابه: cockeyed

(2) تعریف: looking with eyes squinted, as in malice, disbelief, or disapproval.

پیشنهاد کاربران

adjective. affected with or characterized by strabismus. looking obliquely or askance. manifesting a malicious, envious, or spiteful attitude or disposition: squint - eyed with vengefulness and blind to reason.
نگاه کردن به شیوه ی:خیره، غیرمستقیم، مشکوک، تحقیر آمیز، مخالف و یا حسادت آمیز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما