🔸 معادل فارسی:
• ( مخفف ) سخنگو / گوینده ی رسمی/ spokesperson
• ( در کاربرد خبری و غیررسمی ) شخصی که از طرف یک سازمان یا شخصیت عمومی صحبت می کند
• ( در کاربرد روزمره ) نماینده ی رسانه ای
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
The White House spox declined to comment on the matter.
سخنگوی کاخ سفید از اظهار نظر در این باره خودداری کرد.
A company spox confirmed the new product launch date.
سخنگوی شرکت تاریخ عرضه ی محصول جدید را تأیید کرد.
The spox issued a statement regarding the negotiations.
سخنگو بیانیه ای در مورد مذاکرات صادر کرد.
• ( مخفف ) سخنگو / گوینده ی رسمی/ spokesperson
• ( در کاربرد خبری و غیررسمی ) شخصی که از طرف یک سازمان یا شخصیت عمومی صحبت می کند
• ( در کاربرد روزمره ) نماینده ی رسانه ای
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
سخنگوی کاخ سفید از اظهار نظر در این باره خودداری کرد.
سخنگوی شرکت تاریخ عرضه ی محصول جدید را تأیید کرد.
سخنگو بیانیه ای در مورد مذاکرات صادر کرد.
INFORMAL ( a spokesperson ) : سخنگو ( در اخبار و تفسیر سیاسی )