🔸 معادل فارسی:
• انتخاب های بسیار زیاد داشتن به حدی که انتخاب کردن سخت شود
• دست باز برای انتخاب
• غرق در گزینه های متعدد بودن
🔸 مثال ها:
• With so many ice cream flavors, I was completely spoiled for choice.
... [مشاهده متن کامل]
با این همه طعم بستنی، کاملاً غرق در انتخاب بودم ( نمی دانستم کدام را انتخاب کنم ) .
• We're spoiled for choice when it comes to streaming services these days.
این روزها از نظر سرویس های استریمینگ، انتخاب های بسیار زیادی داریم.
• The menu had over 50 dishes – we were spoiled for choice.
منو بیش از ۵۰ غذا داشت – دستمان برای انتخاب کاملاً باز بود.
🔸 نکته ها و کاربرد:
• این اصطلاح معمولاً به صورت مثبت به کار می رود و یعنی گزینه ها آنقدر زیاد و خوب هستند که انتخاب کردن دشوار می شود.
• شکل بریتیش آن "spoilt for choice" با t نوشته می شود.
• شکل منفی آن "not spoiled for choice" یعنی گزینه های محدود دارید.
• گاهی به جای choice از options یا alternatives نیز استفاده می شود: spoiled for options
• انتخاب های بسیار زیاد داشتن به حدی که انتخاب کردن سخت شود
• دست باز برای انتخاب
• غرق در گزینه های متعدد بودن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
با این همه طعم بستنی، کاملاً غرق در انتخاب بودم ( نمی دانستم کدام را انتخاب کنم ) .
این روزها از نظر سرویس های استریمینگ، انتخاب های بسیار زیادی داریم.
منو بیش از ۵۰ غذا داشت – دستمان برای انتخاب کاملاً باز بود.
🔸 نکته ها و کاربرد:
• این اصطلاح معمولاً به صورت مثبت به کار می رود و یعنی گزینه ها آنقدر زیاد و خوب هستند که انتخاب کردن دشوار می شود.
• شکل بریتیش آن "spoilt for choice" با t نوشته می شود.
• شکل منفی آن "not spoiled for choice" یعنی گزینه های محدود دارید.
• گاهی به جای choice از options یا alternatives نیز استفاده می شود: spoiled for options