🔸 معادل فارسی در این بافت:
• شهر را ترک کردن ( اغلب به صورتِ موقت یا برایِ تعطیلات )
• جلسات یا فعالیت ها را تعطیل کردن و رفتن
• ( در مفهومِ سیاسی ) تعطیلیِ کنگره و رفتنِ نمایندگان بهِ شهرهایِ خود
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال:
۱. "Before they split town for the August recess, House leaders passed a temporary funding bill. "
پیش از این که برایِ تعطیلاتِ آگوست شهر را ترک کنند، رهبرانِ مجلسِ نمایندگان لایحه ی بودجه ی موقت را تصویب کردند.
۲. "The company's CFO split town overnight after the audit revealed massive fraud. "
مدیرِ مالیِ شرکت یک شبه پس از این که حسابرسی کلاهبرداریِ عظیمی را فاش کرد، شهر را ترک کرد.
۳. "Many diplomats split town before the hurricane made landfall, relocating to safer cities. "
بسیاری از دیپلمات ها پیش از رسیدنِ طوفان به خشکی، شهر را ترک کردند و به شهرهایِ امن تر نقل مکان کردند.
• شهر را ترک کردن ( اغلب به صورتِ موقت یا برایِ تعطیلات )
• جلسات یا فعالیت ها را تعطیل کردن و رفتن
• ( در مفهومِ سیاسی ) تعطیلیِ کنگره و رفتنِ نمایندگان بهِ شهرهایِ خود
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال:
پیش از این که برایِ تعطیلاتِ آگوست شهر را ترک کنند، رهبرانِ مجلسِ نمایندگان لایحه ی بودجه ی موقت را تصویب کردند.
مدیرِ مالیِ شرکت یک شبه پس از این که حسابرسی کلاهبرداریِ عظیمی را فاش کرد، شهر را ترک کرد.
بسیاری از دیپلمات ها پیش از رسیدنِ طوفان به خشکی، شهر را ترک کردند و به شهرهایِ امن تر نقل مکان کردند.