splint

/ˈsplɪnt//splɪnt/

معنی: تراشه، توفال، اهن نبشی، برامدگی کوچک، تراشه کردن
معانی دیگر: باریکه (باریکه ی چوب یا نی برای سبدسازی)، پوشال، پیزر، تخته ی شکسته بندی، میله، خاره، پین، باریکه ی فلزی که با آن زره یا جوشن می بافتند، (دامپزشکی) ورم استخوان ساق پای اسب، (با تخته ی شکسته بندی) بستن، استخوان بندی کردن، خرد وقطعه قطعه کردن، نوار یا تراشه ایکه برای بستن استخوان شکسته بکار میرود
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a thin piece of wood, metal, or plastic used to support and immobilize a broken or dislocated limb or joint.

(2) تعریف: a thin strip of wood used to weave a chair seat, basket, or the like.

(3) تعریف: an abnormal bony growth on or enlargement of the splint bone in a horse or related animal.

جمله های نمونه

1. a splint basket
سبد ساخته شده از تراشه

2. He carpentered a splint for the broken leg.
[ترجمه ترگمان]اون یه آتل واسه پای شکسته درست کرده
[ترجمه گوگل]او یک پینت را برای پا شکسته آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The doctor put a splint on the arm and bandaged it up.
[ترجمه فرامرز] دکتر یک آتل روی بازو گذاشت و آن را باندپیچی کرد
|
[ترجمه ترگمان]دکتر دستش را روی بازوی او گذاشت و آن را بست
[ترجمه گوگل]دکتر دستشویی را بر روی بازو گذاشت و آن را تکان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The carpenter dubbed the splint.
[ترجمه ترگمان]نجار بازویش را گرفت
[ترجمه گوگل]نجار نامیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She imagined a steel splint inside her giraffe neck, and felt the pain as it appeared inside her unfamiliar flesh.
[ترجمه ترگمان]او تصور کرد که یک splint فولادی در گردن her دارد و دردی را که درون گوشت نااشنا او ظاهر شده بود احساس می کرد
[ترجمه گوگل]او درون گردن زرافه خود را درون یک فولاد تصور کرد و احساس درد را در داخل گوشت ناخوشایندش احساس کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Figure - 2 : Leg splint for lower limb fracture.
[ترجمه ترگمان]شکل ۲ - ۲: شکستگی ساق برای شکستگی عضو زیرین
[ترجمه گوگل]شکل - 2 شکاف پا برای شکستگی اندام تحتانی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Methods: Diaplasis by technique and splint, traction with hose, according to cure of three phases.
[ترجمه ترگمان]روش ها: Diaplasis با تکنیک و اتل، کشش با شلنگ، مطابق با درمان سه مرحله
[ترجمه گوگل]روش ها با روش و اسپلینت، کشش با شلنگ، با توجه به درمان سه فاز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. First put in the front splint plywood with threaded holes in the perpendicular to the blanket meridianal on one end of the rubber blanket and straighten, slowing down.
[ترجمه ترگمان]ابتدا در قسمت جلویی تخته splint قرار داده شد با حفره های پیچ شده در جهت عمود بر پتو، در یک طرف پتوی پلاستیکی و راست کردن، کم کردن کند
[ترجمه گوگل]ابتدا در تخته سه لبه روکش جلو با سوراخ های رشته ای در عمود بر روی یک پهنه ی عمودی در یک طرف پلاستیکی لاستیک قرار دهید و آن را راست کنید و آن را کند کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Wear splint slipper for long to have a harm to health?
[ترجمه ترگمان]برای مدت زمانی که به سلامتی آسیب وارد کرده اید، کفش استریل بپوشید؟
[ترجمه گوگل]دمپایی اسپلیت را به مدت طولانی بپوشانید تا صدمه به سلامتی داشته باشید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Objective:to observe the effect of bavarian dressing splint and paper circle external fixation to treating endoduction type surgical neck of humerus.
[ترجمه ترگمان]هدف: مشاهده اثر پانسمان شل و حلقه کاغذ circle خارجی برای درمان type نوع جراحی استخوان بازو
[ترجمه گوگل]هدف بررسی تأثیر پوشش پاشنه بویار و ضخامت کاغذ دایره کاغذ برای درمان گردن جراحی اندومتریک نوعی اندام تحتانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Wearing a dental guard or splint at night is usually the next step for bruxism.
[ترجمه ترگمان]استفاده از محافظ دندان پزشکی یا اتل در شب معمولا گام بعدی for است
[ترجمه گوگل]استفاده از گارد دندانپزشکی یا شب ادراری معمولا گام بعدی برای برکسیسم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Should adjust the spacing so that the splint splint can clamp back.
[ترجمه ترگمان]باید فاصله گذاری را طوری تنظیم کنید که اتل اتل می تواند پشت گیره قرار گیرد
[ترجمه گوگل]باید فاصله را تنظیم کنید تا شکاف شکافده بتواند عقب بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The result shows that the casting splint is better than the regular splint in diffusing occlusive force, improving masticate efficiency and promoting tissue rebuilding.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که اتل انتخاب شده بهتر از اتل معمولی است که به طور منظم پخش می شود، کارایی masticate را بهبود می بخشد و بازسازی بافت را ارتقا می دهد
[ترجمه گوگل]نتیجه نشان می دهد که رینگ های ریخته گری بهتر از تکه های معمولی در انتشار نیروی انسداد هستند، بهبود کارایی ترشحات و ارتقاء بازسازی بافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Lie down, please. Let me take off the splint.
[ترجمه ترگمان] دراز بکش، خواهش می کنم بذار آتل ببندم
[ترجمه گوگل]دروغ گفتن لطفا اجازه بدهید من را بردارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Product has wood door luxury, composite door, door splint.
[ترجمه ترگمان]محصول دارای در چوبی، در مرکب، در کامپوزیت و اتل است
[ترجمه گوگل]محصولات دارای لوکس درب چوبی، درب کامپوزیت، درب کشویی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تراشه (اسم)
shaving, sliver, foil, ribbon, chip, splinter, splint, excelsior, swarf, flinders, paring

توفال (اسم)
slat, shingle, splint, shim, spall, lath

اهن نبشی (اسم)
splint, lath

برامدگی کوچک (اسم)
papilla, splint

تراشه کردن (فعل)
sliver, splinter, splint

به انگلیسی

• thin piece of wood or other material used to immobilize a broken bone while it is healing
apply a splint, immobilize a broken bone by means of a splint
a splint is a long piece of wood or metal fastened to a broken arm or leg to keep it still.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیتراشه، توفال، اهن نبشی، برامدگی کوچک، تر ...معانی متفرقهباریکه ( باریکه ی چوب یا نی برای سبدسازی ) ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • ( 1 ) تعریف: a thin piece of wood, metal, or plastic used to support and immob ...جمله های نمونه1. a splint basket سبد ساخته شده از تراشه 2. He carpentered a splint for the broken leg. [ترج ...مترادفتراشه ( اسم ) shaving, sliver, foil, ribbon, chip, splinter, splint, excelsior, swarf, flinders, p ...انگلیسی به انگلیسیthin piece of wood or other material used to immobilize a broken bone while it is healing apply a sp ...
معنی splint، مفهوم splint، تعریف splint، معرفی splint، splint چیست، splint یعنی چی، splint یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف s، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف s، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف s، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف s
کلمه بعدی: splint bone
اشتباه تایپی: سحمهدف
آوا: /اسپلینت/
عکس splint : در گوگل
معنی splint

پیشنهاد کاربران

آتل، آتل بستن
آتل پزشکی، آتل بستن
مچ بند
وسیله ای برای کمک به تحرک پا
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما