spittoon

/spɪˈtuːn//spɪˈtuːn/

معنی: تف دان، خلط دان، سلف دان
معانی دیگر: تف دادن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a bowl, usu. large and made of metal, for spitting into; cuspidor.

جمله های نمونه

1. Tuppe examined a row of spittoons and an elephant's foot commode.
[ترجمه گوگل]توپه یک ردیف تف و کمد پای فیل را بررسی کرد
[ترجمه ترگمان]Tuppe یک ردیف of و یک کمد پای فیل را بررسی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. An enormous brass spittoon squatted beside my desk, which had probably last been varnished while Hayes was alive.
[ترجمه گوگل]یک تف برنجی عظیم کنار میز من چمباتمه زده بود، که احتمالاً آخرین بار زمانی که هیز زنده بود لاک زده بود
[ترجمه ترگمان]در کنار میز من که احتمالا زمانی که آقای هیز هنوز زنده بود، روی میز من چمباتمه زده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Now pass that spittoon over here when you get a chance.
[ترجمه گوگل]حالا وقتی فرصت کردید آن تف را از اینجا عبور دهید
[ترجمه ترگمان]حالا که تو فرصت پیدا کردی، اون آشغال رو بنداز اینجا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It was large and unlit, old spittoons and mounds of newspaper left as memorials of lost health and accumulating obituaries.
[ترجمه گوگل]بزرگ و بدون نور بود، تف های قدیمی و تپه های روزنامه به عنوان یادبود سلامتی از دست رفته و انباشته شده بود
[ترجمه ترگمان]بزرگ و تاریک بود، spittoons قدیمی و mounds روزنامه به صورت memorials از سلامت از دست رفته بودند و obituaries را جمع می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The foreigner use spittoon to drink beer!
[ترجمه گوگل]خارجی ها از تف برای نوشیدن آبجو استفاده می کنند!
[ترجمه ترگمان]اون خارجی آشغال رو برای نوشیدن آبجو استفاده می کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The utility model relates to a luminous spittoon capable of emitting light in the dark, which is composed of general plastics, enamel spittoon and self luminescent material.
[ترجمه گوگل]مدل کاربردی مربوط به یک اسپیتون نورانی است که قادر به ساطع نور در تاریکی است که از پلاستیک های عمومی، اسپیتون لعابی و مواد خود نورانی تشکیل شده است
[ترجمه ترگمان]مدل مصرفی مربوط به یک spittoon نورانی است که قادر به انتشار نور در تاریکی است، که از مواد پلاستیکی عمومی، مینای دندان و مواد غذایی حاصل از نور تشکیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. What do you need a spittoon for? "
[ترجمه گوگل]برای چه کاری به تف گیر نیاز دارید؟ "
[ترجمه ترگمان]برای چی به a احتیاج داری؟ \"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Then he pushed the spittoon with the tip of his shoe, and went to wash his hands in the washbasin.
[ترجمه گوگل]سپس با نوک کفشش تف را فشار داد و رفت تا دستانش را در ظرفشویی بشوید
[ترجمه ترگمان]پس تف دادن آشغال را با نوک کفشش کنار زد و به دست شویی رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Every time I saw a spittoon, I felt sorry for the poor housewife who had to clean it out every day.
[ترجمه گوگل]هر بار که یک تف می دیدم دلم برای خانم خانه دار بیچاره می سوخت که باید هر روز آن را تمیز می کرد
[ترجمه ترگمان]هر دفعه که من ظرف غذا را می دیدم، برای زن خانه دار بیچاره که مجبور بود هر روز آن را تمیز کند احساس تاسف می کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Please spit in the spittoon.
[ترجمه گوگل]لطفا تف در تف کنید
[ترجمه ترگمان] خواهش می کنم تف کن توی آشغال تف
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Unless she's turned on by her proficiency with the spittoon.
[ترجمه گوگل]مگر اینکه با تسلطش در تف کن روشن شده باشد
[ترجمه ترگمان]مگه اینکه اون با تف دادن هاش به کارش ادامه بده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. They had a sinister expression, under an old cocked-hat like a three-cornered spittoon, and over a great muffler for the chin and throat, which descended nearly to the wearer's knees.
[ترجمه گوگل]آنها حالتی شیطانی داشتند، زیر یک کلاه خزدار قدیمی مانند تفی سه گوشه، و روی یک صدا خفه کن بزرگ برای چانه و گلو، که تقریباً تا زانوهای کاربر فرود می آمد
[ترجمه ترگمان]در این حال، در زیر یک کلاه کهنه و کلاه لبه پهن، شال گردن و گلوی یک شال گردن که تقریبا تا زانو پایین آمده بود، دیده می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I don't know what they were thing about but know what they think about: They feel released and have freedom in fresh open air and they think the earth is a gigantic spittoon.
[ترجمه گوگل]من نمی دانم آنها در مورد چه چیزی بودند، اما می دانم در مورد چه چیزی فکر می کنند: آنها احساس می کنند آزاد شده اند و در هوای آزاد آزاد هستند و فکر می کنند زمین یک تف غول پیکر است
[ترجمه ترگمان]نمی دانم آن ها درباره چه چیزی فکر می کنند، اما می دانند در مورد چه چیزی فکر می کنند: احساس آزادی می کنند و در هوای آزاد تازه آزاد می شوند و فکر می کنند زمین یک spittoon غول پیکر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Mao Tse-tung often scratched himself in public, and Deng Xiaoping, a notorious spitter, often kept a spittoon nearby when meeting with world leaders.
[ترجمه گوگل]مائو تسه تونگ اغلب خود را در انظار عمومی می خاراند و دنگ شیائوپینگ، یک تفنگ بدنام، هنگام ملاقات با رهبران جهان اغلب یک تفنگ را در نزدیکی خود نگه می داشت
[ترجمه ترگمان]مایو تسه تونگ (Mao Tse)اغلب خود را در ملا عام خراش می دهد، و دنگ Xiaoping، که spitter notorious است، اغلب هنگام ملاقات با رهبران جهان یک spittoon را نگه می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تف دان (اسم)
cuspidor, spittoon

خلط دان (اسم)
cuspidor, spittoon

سلف دان (اسم)
spittoon

انگلیسی به انگلیسی

• cuspidor, bowl-shaped container into which tobacco chewers spit tobacco juice (common in the 19th century)

پیشنهاد کاربران

ظرفی برای تف کردن
تف افکن یا تف دان
ظرفی است که برای تف کردن، به ویژه توسط مصرف کنندگان تنباکوی جویدنی و غوطه ور، ساخته شده است. همچنین به عنوان cuspidor کاسپیدور شناخته می شود.
تف دان