spiraling

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• مارپیچی / به صورت مارپیچ
• ( در کاربرد مجازی ) به شدت و به سرعت در حال افزایش یا کاهش ( به ویژه منفی )
• ( در مورد مشکلات یا بحران ها ) خارج از کنترل و رو به وخامت
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

The country is facing spiraling inflation and unemployment.
این کشور با تورم و بیکاری مارپیچی ( به شدت در حال افزایش ) روبرو است.
Spiraling costs have forced the company to cut jobs.
هزینه های به شدت در حال افزایش، شرکت را مجبور به کاهش نیرو کرده است.
His mental health was spiraling downward after the accident.
سلامت روان او پس از تصادف، به سرعت رو به وخامت ( نزول ) رفت.
The conflict is spiraling out of control.
درگیری به سرعت در حال خارج شدن از کنترل است.

روبه وخامت
خارج از کنترل
مارپیچی و تو در تو
سر به فلک کشیدن
فزاینده
جنجالی
پیچنده - مارپیچ
چرخان