spindly

/ˈspɪndli//ˈspɪndli/

معنی: دوک وار
معانی دیگر: دراز و باریک، دراز و لاغر، دوک دیس، دوکسان، دوکی، دوک مانند
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: spindlier, spindliest
• : تعریف: long or tall, slender, and usu. frail or weak-looking.
متضاد: stocky
مشابه: gaunt, skinny

جمله های نمونه

1. a spindly tower
برج باریک و بلند

2. that sick child's spindly legs
پاهای دوک مانند آن کودک بیمار

3. I did have rather spindly legs.
[ترجمه گوگل]من پاهای نسبتاً دوکی داشتم
[ترجمه ترگمان]پاهایم نسبتا باریک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The trunks often contort into spindly curves and twists.
[ترجمه گوگل]تنه ها اغلب به انحناها و پیچش های دوکی منحرف می شوند
[ترجمه ترگمان]تنه درختان اغلب به شکل منحنی و پیچ و قوس بلند و باریک و ظریف تبدیل می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. When you hit them, you knock out their spindly legs and their big bodies come flying right through your windshield.
[ترجمه گوگل]وقتی به آنها ضربه می‌زنید، پاهای دوکی آن‌ها را از پا در می‌آورید و بدن‌های بزرگشان درست از شیشه جلوی شما پرواز می‌کنند
[ترجمه ترگمان]وقتی به آن ها برخورد می کنی، پاهای spindly و بدن های بزرگ آن ها از شیشه جلوی اتومبیل به پرواز درمی ایند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. One, a grade-school boy with spindly arms and legs, rode, unaided, a stationary bicycle.
[ترجمه گوگل]یکی، پسر دبستانی با دست و پاهای دوکی، بدون کمک، دوچرخه ثابتی سوار شد
[ترجمه ترگمان]یک، یک پسر کلاس کلاس با بازوها و پاهای باریک، بدون کمک، یک دوچرخه ثابت حرکت می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The older trees grow spindly and, their immune systems weakened, fall prey to infestation of beetles and disease.
[ترجمه گوگل]درختان مسن تر به صورت دوکی رشد می کنند و با ضعیف شدن سیستم ایمنی آنها طعمه هجوم سوسک ها و بیماری می شوند
[ترجمه ترگمان]درختان قدیمی تر باریک شده اند و سیستم ایمنی آن ها ضعیف شده است و طعمه هجوم حشرات و بیماری می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It seemed so feeble and spindly floating there next to the toilet paper in the lavatory bowl.
[ترجمه گوگل]خیلی ضعیف به نظر می رسید و در کنار دستمال توالت در کاسه توالت شناور بود
[ترجمه ترگمان]خیلی ضعیف و باریک به نظر می رسید که کنار کاغذ توالت در کاسه توالت شناور بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Of how the spindly high school youngster had stood up to, among others, Alonzo Mourning.
[ترجمه گوگل]از این که چگونه این نوجوان دبیرستانی در مقابل بقیه، آلونزو مورنینگ ایستاده بود
[ترجمه ترگمان]این جوان خوش هیکل و spindly که در میان دیگران قرار گرفته بود، در میان دیگران، آلونزو Mourning بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The plants on the windowsill were spindly and yellowing.
[ترجمه گوگل]گیاهان روی طاقچه دوکی و زرد شده بودند
[ترجمه ترگمان]گیاهان روی لبه پنجره بسته بودند و زرد شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Their lower bodies are supported by six spindly arachnid limbs and their heavily bandaged torsos are human in form.
[ترجمه گوگل]پایین بدن آنها توسط شش اندام عنکبوتی دوکی حمایت می شود و نیم تنه به شدت بانداژ شده آنها به شکل انسان است
[ترجمه ترگمان]بدن lower آن ها توسط شش عضو arachnid و تنه که به شدت پانسمان شده و بدن انسان به شکل انسان است، حمایت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Their spindly, delicate roots seem just plucked from the earth.
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد ریشه های دوکی و ظریف آنها از زمین کنده شده است
[ترجمه ترگمان]ریشه های نازک و باریک آن ها از روی زمین کنده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I'm so glad I planted that spindly little magnolia tree 20 years ago.
[ترجمه گوگل]من خیلی خوشحالم که 20 سال پیش آن درخت ماگنولیا را کاشتم
[ترجمه ترگمان]خیلی خوشحالم که اون درخت ماگنولیا رو ۲۰ سال پیش جاسازی کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The large spindly automatons employ advanced sensors and parallax signal tracing dishes to track down targets.
[ترجمه گوگل]اتومات های دوکی بزرگ از حسگرهای پیشرفته و ظروف ردیابی سیگنال اختلاف منظر برای ردیابی اهداف استفاده می کنند
[ترجمه ترگمان]دسته های بزرگ و باریک و باریک، حسگرهای پیشرفته و خطوط ردیابی اختلاف منظر را به دنبال ردیابی اهداف خود به کار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. While the talk was loud, the spindly.
[ترجمه گوگل]در حالی که صحبت با صدای بلند بود
[ترجمه ترگمان]در حالی که حرف زدن بلند و باریک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دوک وار (صفت)
prolate, spindly

به انگلیسی

• long and skinny
something that is spindly is long, thin, and weak.

پیشنهاد کاربران

دراز وباریک
مانند دوک
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما