sparkle in one's eyes

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
"When she talks about her future plans, you can see a sparkle in her eyes. "
هر وقت درمورد برنامه های آینده اش صحبت می کند، می توانی درخشش خاصی در چشم هایش ببینی.
"The old man's eyes sparkled with mischief when he told us about his childhood pranks. "
...
[مشاهده متن کامل]

وقتی پیرمرد درمورد شیطنت های دوران بچگی اش تعریف می کرد، چشم هایش برق شیطنت می زد.
"He looked at his new granddaughter with a sparkle in his eyes that we hadn't seen in years. "
او به نوه ی تازه متولد شده اش با چشم هایی پر از برق و شادی نگاه کرد که سال ها بود ندیده بودیم.

برق زدن چشمها
درخشش چشم از روی شادی یا هیجان