🔸 معادل فارسی:
• باعث تمسخر شدن | موجبات ریشخند را فراهم کردن
• سوژه ی خنده و تمسخر شدن | به تمسخر گرفته شدن
• واکنش تمسخرآمیز برانگیختن | باعث ریشخند و استهزا شدن
🔸 مثال ها:
• The senator’s comments sparked ridicule online.
... [مشاهده متن کامل]
اظهارات آن سناتور در فضای مجازی باعث تمسخر شد.
• The proposal sparked ridicule from experts and critics alike.
این پیشنهاد از سوی کارشناسان و منتقدان به تمسخر گرفته شد.
• His bizarre outfit sparked ridicule at the event.
لباس عجیب او در آن رویداد باعث ریشخند شد.
• باعث تمسخر شدن | موجبات ریشخند را فراهم کردن
• سوژه ی خنده و تمسخر شدن | به تمسخر گرفته شدن
• واکنش تمسخرآمیز برانگیختن | باعث ریشخند و استهزا شدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
اظهارات آن سناتور در فضای مجازی باعث تمسخر شد.
این پیشنهاد از سوی کارشناسان و منتقدان به تمسخر گرفته شد.
لباس عجیب او در آن رویداد باعث ریشخند شد.