1️⃣ کسی را از چیزی معاف کردن / برای کسی نگفتن
• “He spared his mother the bad news. ”
خبر بد رو از مادرش دریغ کرد ( بهش نگفت تا ناراحت نشه ) .
2️⃣ به کسی رحم کردن / جان کسی را بخشیدن
• “The king spared the prisoner. ”
... [مشاهده متن کامل]
شاه به زندانی رحم کرد ( جانش رو بخشید ) .
3️⃣ برای کسی وقت یا چیزی گذاشتن
• “Can you spare him a few minutes?”
می تونی چند دقیقه وقت براش بذاری؟
4️⃣ کسی را از زحمت چیزی راحت کردن
• “I’ll spare you the trouble. ”
زحمت رو از دوشت برمی دارم.
خبر بد رو از مادرش دریغ کرد ( بهش نگفت تا ناراحت نشه ) .
2️⃣ به کسی رحم کردن / جان کسی را بخشیدن
... [مشاهده متن کامل]
شاه به زندانی رحم کرد ( جانش رو بخشید ) .
3️⃣ برای کسی وقت یا چیزی گذاشتن
می تونی چند دقیقه وقت براش بذاری؟
4️⃣ کسی را از زحمت چیزی راحت کردن
زحمت رو از دوشت برمی دارم.