"Soror" translates to "sister" in Latin and forms the foundation of words connected to sisterly relationships or concepts. به معنای �خواهر� در زبان لاتین است و پایه کلمات مرتبط با روابط خواهری یا مفاهیم مشابه را تشکیل می دهد.
... [مشاهده متن کامل]
ریشه �soror� بخشی از خانواده بزرگتری از کلمات لاتین است که نشان دهنده پیوندهای خانوادگی هستند، مانند frater ( برادر ) و mater ( مادر ) . این کلمه اهمیت تاریخی و فرهنگی ارتباطات خانوادگی را نشان می دهد.
### **Root Word: "Soror"** The Latin root **"soror"** means **"sister. "** It is found in several English words related to sisterhood or female relationships. ### **Derivatives of "Soror"**
... [مشاهده متن کامل]
1. **Sorority** – A social organization for female students, often at a university.
2. **Sororal** – Relating to sisters; sisterly.
3. **Sororicide** – The act of killing one’s sister.
4. **Sororate** – A custom in some cultures where a man marries his deceased wife’s sister.
5. **Sororicidal** – Related to the killing of one’s sister.
- - -
### **10 Complex Sentences in English & Persian ( FA ) **
1. **Since she joined the sorority, she has made many lifelong friends who support her ambitions. **
از زمانی که به انجمن خواهرانه پیوست، دوستان زیادی پیدا کرده که از آرزوهایش حمایت می کنند.
2. **Although they had many disagreements, their sororal bond remained unbreakable. **
با اینکه اختلافات زیادی داشتند، پیوند خواهری شان شکست ناپذیر باقی ماند.
3. **He was arrested for sororicide, shocking the entire town. **
او به جرم خواهرکشی دستگیر شد و تمام شهر را شوکه کرد.
4. **Because the ancient tribe followed the sororate tradition, he had to marry his late wife’s sister. **
چون قبیلهٔ باستانی از رسم خواهرگیری پیروی می کرد، مجبور شد با خواهر همسر مرحومش ازدواج کند.
5. **If you want to experience true companionship, joining a sorority might be a great choice. **
اگر می خواهی دوستی واقعی را تجربه کنی، پیوستن به یک انجمن خواهری می تواند انتخابی عالی باشد.
6. **Even though they lived in different countries, their sororal connection remained strong. **
با اینکه در کشورهای مختلف زندگی می کردند، ارتباط خواهری شان قوی باقی ماند.
7. **Unless she overcomes her sororicidal thoughts, she might need professional help. **
مگر اینکه بر افکار خواهرکشانه اش غلبه کند، ممکن است به کمک حرفه ای نیاز داشته باشد.
8. **The novel portrays a tragic story of betrayal and sororicide, leaving readers in shock. **
این رمان داستان غم انگیزی از خیانت و خواهرکشی را به تصویر می کشد و خوانندگان را شوکه می کند.
9. **She felt a deep sororal love for her younger sister, always protecting her from harm. **
او عشق خواهری عمیقی نسبت به خواهر کوچکترش احساس می کرد و همیشه از او محافظت می کرد.
10. **After learning about the sororate custom, the anthropologists conducted further research. **
پس از آشنایی با رسم خواهرگیری، انسان شناسان تحقیقات بیشتری انجام دادند.
chatgpt