🔸 تعریف ها:
۱. ( ادبی – تضاد معنایی ) : ترکیبی متناقض نما که به موفقیت یا افتخاری اشاره دارد که از راه های پست، اخلاقاً ناپسند یا همراه با رنج و فساد به دست آمده است.
مثال:
The dictator's reign was one of sordid glory, built on the suffering of millions.
... [مشاهده متن کامل]
حکومت دیکتاتور سرشار از شکوهی پست بود که بر رنج میلیون ها نفر بنا شده بود.
۲. ( انتقادی – اجتماعی ) : تحسینی که جامعه برای دستاوردهای اخلاقاً مشکوک قائل می شود.
مثال:
He achieved a kind of sordid glory through his scandalous memoirs.
او از طریق خاطرات رسوایی آورش به نوعی افتخار آلوده دست یافت.
۳. ( فلسفی – اگزیستانسیال ) : عظمتی که با حقارت، تباهی یا زوال عجین شده است.
مثال:
The film portrays the sordid glory of a crime lord's rise and fall.
فیلم شکوه پست ظهور و سقوط یک سلطان جنایت را به تصویر می کشد.
۱. ( ادبی – تضاد معنایی ) : ترکیبی متناقض نما که به موفقیت یا افتخاری اشاره دارد که از راه های پست، اخلاقاً ناپسند یا همراه با رنج و فساد به دست آمده است.
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
حکومت دیکتاتور سرشار از شکوهی پست بود که بر رنج میلیون ها نفر بنا شده بود.
۲. ( انتقادی – اجتماعی ) : تحسینی که جامعه برای دستاوردهای اخلاقاً مشکوک قائل می شود.
مثال:
او از طریق خاطرات رسوایی آورش به نوعی افتخار آلوده دست یافت.
۳. ( فلسفی – اگزیستانسیال ) : عظمتی که با حقارت، تباهی یا زوال عجین شده است.
مثال:
فیلم شکوه پست ظهور و سقوط یک سلطان جنایت را به تصویر می کشد.