معنی: درک اینکه هر شخصی زندگی ای پیچیده دارد.
مترادف: Empathy, insight
مثال:
Walking through the city, I felt a sense of sonder, realizing everyone has their own story.
ترجمه:
وقتی تو شهر قدم میزدم, حس ساندر به من دست داد, متوجه شدم که همه داستان خود را دارند.
مترادف: Empathy, insight
مثال:
ترجمه:
وقتی تو شهر قدم میزدم, حس ساندر به من دست داد, متوجه شدم که همه داستان خود را دارند.
درک اینکه دیگران هم مانند ما زندگی آشفته و پیچیده ای دارند و تنها ما نیستیم که با اینگونه موارد در زندگی رو به رو میشویم یا سختی میکشیم.
یافتن یک چیزی با یک ابزاری