solidness

جمله های نمونه

1. There is an unrelenting solidness for a split second, and then a massive surge as the chub plunges for the roots.
[ترجمه گوگل]استحکامی بی امان برای کسری از ثانیه وجود دارد، و پس از آن یک موج عظیم به هنگام فرو رفتن چال برای ریشه ها وجود دارد
[ترجمه ترگمان]برای کسری از ثانیه یک فشار بی امان وجود دارد و پس از آن موج عظیمی به عنوان the chub برای ریشه ها وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They shared the same solidness, that same truculence, above all, the same dislike.
[ترجمه گوگل]آنها در همان استحکام، همان خشونت و بیش از همه، همان بیزاری مشترک داشتند
[ترجمه ترگمان]آن ها همان solidness را به اشتراک گذاشتند که از همه مهم تر، همان نفرت را داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The solidness of her faith gave her enduring hope.
[ترجمه گوگل]استحکام ایمان او امیدی پایدار به او داد
[ترجمه ترگمان]امیدهای او امید enduring به او بخشیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Self - esteem is a solidness at the core of your being.
[ترجمه گوگل]عزت نفس یک استحکام در هسته وجود شماست
[ترجمه ترگمان]اعتماد به نفس یک solidness در مرکز هستی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The dancing figure expresses the solidness and the silence of the stone with rhymes.
[ترجمه گوگل]فیگور رقصنده استحکام و سکوت سنگ را با قافیه بیان می کند
[ترجمه ترگمان]اندام رقص، solidness و سکوت سنگ را با قافیه بیان می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We only need calmness, solidness and order.
[ترجمه گوگل]ما فقط به آرامش، استحکام و نظم نیاز داریم
[ترجمه ترگمان]ما فقط به آرامش و نظم نیاز داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. On the other hand, no matter how solidness of the protection is, we cannot guarantee the network is "absolutely security".
[ترجمه گوگل]از سوی دیگر، مهم نیست که حفاظت چقدر استحکام داشته باشد، ما نمی توانیم تضمین کنیم که شبکه "کاملا امنیت" است
[ترجمه ترگمان]از سوی دیگر، مهم نیست که چه مقدار از حفاظت وجود دارد، ما نمی توانیم تضمین کنیم که شبکه \"کاملا امنیت\" است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The solidness that this world's foundation seems to have is found in this.
[ترجمه گوگل]استحکامی که به نظر می رسد بنیاد این جهان دارد در همین است
[ترجمه ترگمان]The که این بنیاد دنیا به نظر می رسد در این زمینه یافت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A certain degree of stem solidness results in damaged and desiccated eggs and impaired larval movements.
[ترجمه گوگل]درجه مشخصی از استحکام ساقه منجر به تخریب و خشک شدن تخم‌ها و اختلال در حرکات لارو می‌شود
[ترجمه ترگمان]میزان مشخصی از solidness ریشه در تخم های آسیب دیده و خشکیده و حرکات لاروی وارد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Therefore, simplicity in form, solidness in appearance, naturalness in style characterize the porcelain products from official kilns of Song Dynasty.
[ترجمه گوگل]بنابراین، سادگی در فرم، استحکام در ظاهر، طبیعی بودن در سبک مشخصه محصولات چینی کوره های رسمی سلسله سونگ است
[ترجمه ترگمان]از این رو، سادگی به شکل ظاهری، به ظاهر، به ظاهر طبیعی، محصولات چینی را از کوره های رسمی سلسله سانگ متمایز می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The invention relates to a multi-edge solidness alloy drill, which belongs to the technical field of metal processing tool.
[ترجمه گوگل]این اختراع مربوط به یک مته آلیاژی استحکام چند لبه است که متعلق به حوزه فنی ابزار پردازش فلز است
[ترجمه ترگمان]این اختراع به یک مته آلیاژی چند لبه مربوط است که به میدان فنی ابزار پردازش فلزی تعلق دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Part of the power of cad is how the powerful graphics capabilities can give a friendly solidness to engineering drawings.
[ترجمه گوگل]بخشی از قدرت cad این است که چگونه قابلیت های گرافیکی قدرتمند می توانند استحکامی دوستانه به نقشه های مهندسی بدهند
[ترجمه ترگمان]بخشی از قدرت CAD این است که چگونه قابلیت های گرافیکی قدرتمند می توانند به طراحی های مهندسی کمک کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. For various arts plastiques, sculpture distinguishes itself from other ones with its validity and solidness .
[ترجمه گوگل]برای انواع پلاستیک های هنری، مجسمه سازی با اعتبار و استحکام خود را از سایر آثار متمایز می کند
[ترجمه ترگمان]مجسمه سازی برای هنرها و مجسمه سازی مختلف خود را با اعتبار و اعتبار آن متمایز می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This routine is dynamic but static, ups and downs, with Qi and strength, solidness and softness, it feels agile but vigorous.
[ترجمه گوگل]این روال پویا است اما ایستا، فراز و نشیب، با چی و قدرت، استحکام و نرمی، چابک اما پر انرژی است
[ترجمه ترگمان]این روتین پویا، اما ایستا، فراز و نشیب های، با چی و استحکام، نرمی و نرمی است، اما چابک اما قوی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• state or quality of being solid, hardness; steadiness, stability, firmness

پیشنهاد کاربران