این عبارت معمولاً به صورت استعاری یا توصیفی برای اشاره به گریه کردن بسیار شدید به کار می رود؛ به طوری که اشک های فرد آنقدر زیاد می ریزد که بالش او خیس می شود.
مثال:
۱. After hearing the sad news, she cried all night and soaked the pillow.
... [مشاهده متن کامل]
( پس از شنیدن خبر غم انگیز، تمام شب گریست و بالشش را خیس کرد. )
۲. He was so heartbroken that he used to soak his pillow with tears every night.
( او چنان دلشکسته بود که هر شب با اشک هایش بالشش را خیس می کرد. )
۳. Don't soak your pillow over things you cannot change.
( چیزهایی را که نمی توانی تغییر دهی، با گریه کردن بی خود فراموش نکن / بالش خود را خیس نکن. )
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
( پس از شنیدن خبر غم انگیز، تمام شب گریست و بالشش را خیس کرد. )
( او چنان دلشکسته بود که هر شب با اشک هایش بالشش را خیس می کرد. )
( چیزهایی را که نمی توانی تغییر دهی، با گریه کردن بی خود فراموش نکن / بالش خود را خیس نکن. )