snooty

/ˈsnuːti//ˈsnuːti/

معنی: پر افاده، دارای قیافه تحقیر امیز، پر کبر
معانی دیگر: (عامیانه) پر افاده، متکبر، خود برتر پندار

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: snootier, snootiest
مشتقات: snootily (adv.), snootiness (n.)
• : تعریف: (informal) snobbish or superior; haughty.
متضاد: humble, modest
مشابه: supercilious

- rich, snooty children
[ترجمه ریرا] بچه های پولدارِ از دماغ فیل افتاده!
|
[ترجمه گوگل] بچه های پولدار و فضول
[ترجمه ترگمان] بچه های ثروتمند و snooty
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. She's so snooty; she never speaks to the neighbours.
[ترجمه گوگل]او خیلی فضول است او هرگز با همسایه ها صحبت نمی کند
[ترجمه ترگمان]اون خیلی افاده آیه، اون هیچ وقت با همسایه ها حرف نمیزنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She was one of those really snooty sales assistants that you often find in expensive shops.
[ترجمه گوگل]او یکی از آن دستیارهای فروش واقعا فضول بود که اغلب در مغازه های گران قیمت پیدا می کنید
[ترجمه ترگمان]او یکی از آن دستیاران فروش واقعا snooty بود که اغلب در فروشگاه های گران قیمت پیدا می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was a small community, very snooty, of large detached houses set in lawns and trees.
[ترجمه گوگل]این یک جامعه کوچک بود، بسیار شلوغ، از خانه‌های مجزای بزرگ که در چمن‌زارها و درختان قرار داشتند
[ترجمه ترگمان]آنجا یک جامعه کوچک بود، خیلی پر از خانه های کوچک و بزرگ بود که در چمن ها و درختان چیده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Now, you just follow me and act snooty.
[ترجمه گوگل]حالا تو فقط دنبال من بیا و فضولی کن
[ترجمه ترگمان]حالا، تو فقط دنبال من بیا و ادای snooty رو در بیار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The one advantage snooty old Refrigerator had was that he ignored everyone equally, owner and visitor alike.
[ترجمه گوگل]یکی از مزیت‌هایی که یخچال قدیمی داشت این بود که همه را به یک اندازه نادیده می‌گرفت، صاحب و بازدیدکننده
[ترجمه ترگمان]دریچه یخچال قدیمی که از آن سو استفاده کرده بود این بود که همه را به همان اندازه نادیده گرفته بود، مالک و مهمان هم مثل هم بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Just another snooty $ 000 vacuum tube amplifier, I thought.
[ترجمه گوگل]من فکر کردم فقط یک تقویت کننده لوله خلاء 000 دلاری دیگر
[ترجمه ترگمان]فکر کردم فقط یک تقویت کننده خلا snooty دیگه هست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Everyone thought Annabel was being snooty.
[ترجمه گوگل]همه فکر می کردند آنابل فضول است
[ترجمه ترگمان]همه فکر میکردن \"Annabel\" افاده آیه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He's too snooty to associate with his old friends now he's rich.
[ترجمه گوگل]او برای معاشرت با دوستان قدیمی خود آنقدر فضول است که اکنون ثروتمند شده است
[ترجمه ترگمان]اون خیلی افاده آیه که با دوستای قدیمیش شریک بشه، اون الان پولداره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Good breeding shouldn't make us snooty.
[ترجمه گوگل]پرورش خوب نباید ما را لوس کند
[ترجمه ترگمان]تربیت خوب نباید ما رو افاده کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Still, the typewriter's primary market appears to be snooty novelists who claim they cannot compose on any technology introduced since Hemingway took a dirt nap.
[ترجمه گوگل]با این حال، به نظر می‌رسد که بازار اصلی این ماشین تحریر رمان‌نویسان فضولی هستند که ادعا می‌کنند نمی‌توانند بر اساس هیچ فناوری معرفی شده از زمانی که همینگوی چرت زده است، بنویسند
[ترجمه ترگمان]با این حال، به نظر می رسد که بازار اولیه ماشین تحریر snooty رمان نویسان باشد که ادعا می کنند نمی توانند بر روی هر تکنولوژی که از زمانی که همینگوی در حال چرت زدن هستند، ترکیب بندی کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Snooty He's too snooty to associate with his old friends now he's rich.
[ترجمه گوگل]Snooty او برای معاشرت با دوستان قدیمی خود آنقدر فضول است که اکنون او ثروتمند است
[ترجمه ترگمان]اون خیلی افاده آیه که با دوستای قدیمیش شریک بشه، اون الان پولداره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He loves to bully and to unleash his hounds on what he sees as the snooty, wishy-washy liberal establishment.
[ترجمه گوگل]او دوست دارد قلدری کند و سگ‌های شکاری خود را بر روی چیزی که به‌عنوان تشکیلات لیبرال فضول و هوس‌باز می‌بیند، رها کند
[ترجمه ترگمان]اون عاشق قلدری و برای آزاد کردن hounds به اون چیزی که اون رو به عنوان یه موسسه خیریه، و washy آزاد می کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I only have to go a few quid over and I get snooty letters threatening to take it off me.
[ترجمه گوگل]من فقط باید چند دلار بروم و نامه‌های مضحک دریافت می‌کنم که تهدید می‌کنند آن را از سرم بردارند
[ترجمه ترگمان]من فقط باید چند تا پوند اضافه کنم و نامه های پر فیس و افاده به دستم برسه که منو تهدید کنه که درش بیارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I didn't like the way you looked at May Arnold, or the snooty way you talked.
[ترجمه گوگل]من از نوع نگاهت به می آرنولد یا طرز حرف زدنت خوشم نیومد
[ترجمه ترگمان]از طرز نگاه کردن به آرنولد، یا طرز حرف زدن you خوشم نمی اومد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پر افاده (صفت)
arrogant, haughty, snobbish, snobby, snooty, cocksure

دارای قیافه تحقیر امیز (صفت)
snooty

پر کبر (صفت)
snooty

انگلیسی به انگلیسی

• conceited, arrogant, snobbish, condescending
someone who is snooty behaves as if they are superior to other people; an informal word, used showing disapproval.

پیشنهاد کاربران

مثال؛
She’s always so snooty, looking down on others.
In a discussion about social class, someone might comment, “Snooty attitudes perpetuate inequality. ”
A character in a TV show might be described as, “He plays the snooty villain who thinks he’s better than everyone else. ”
Rude and unfriendly, because you think you are better than other people.
از دماغ فیل افتاده، پر فیس و افاده، خود برتر بین
Snobby
Stuck up
پر افاده
پر کبر

بپرس