دیکشنری
مترجم
بپرس
sniffling
معنی
: عطسه اور
دنبال کنید
مترادف ها
عطسه اور
(صفت)
sneezing, sniffling, sternutatory
پیشنهاد کاربران
دماغ بالا کشیدن، مثلا بعد از گریه میگیم "he was sniffling"
+ عکس و لینک