🔸 معادل فارسی:
• مخفیانه رد شدن، دزدکی عبور کردن
• بدون اینکه کسی بفهمد از جایی گذشتن
• پنهانی و آرام رفتن از میان چیزی
• ( مجازی ) به طور مخفیانه یا غیرقانونی عبور کردن
🔸 مثال ها:
� "We managed to sneak through the crowd without being noticed. "
... [مشاهده متن کامل]
توانستیم بدون اینکه کسی متوجه شود، دزدکی از میان جمعیت رد شویم.
� "The thief sneaked through the back door while the guard was asleep. "
دزد وقتی نگهبان خواب بود، مخفیانه از در پشتی عبور کرد.
� "She sneaked through security with a fake ID. "
با کارت شناسایی جعلی، مخفیانه از حراست رد شد.
� "The cat sneaked through the fence into the neighbor's garden. "
گربه دزدکی از میان حصار رد شد و وارد باغ همسایه شد.
• مخفیانه رد شدن، دزدکی عبور کردن
• بدون اینکه کسی بفهمد از جایی گذشتن
• پنهانی و آرام رفتن از میان چیزی
• ( مجازی ) به طور مخفیانه یا غیرقانونی عبور کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
توانستیم بدون اینکه کسی متوجه شود، دزدکی از میان جمعیت رد شویم.
دزد وقتی نگهبان خواب بود، مخفیانه از در پشتی عبور کرد.
با کارت شناسایی جعلی، مخفیانه از حراست رد شد.
گربه دزدکی از میان حصار رد شد و وارد باغ همسایه شد.