snazzy

/ˈsnæzi//ˈsnæzi/

معنی: بسیار جالب، بسیار جاذب
معانی دیگر: (خودمانی) شیک، قشنگ، پرزرق و برق، گیرا

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: snazzier, snazziest
مشتقات: snazziness (n.)
• : تعریف: (slang) attractive, stylish; flashy.

جمله های نمونه

1. Paula's wearing a very snazzy pair of shoes!
[ترجمه گوگل]پائولا یک جفت کفش بسیار شیک پوشیده است!
[ترجمه ترگمان]پائولا \"یه جفت کفش خیلی جذاب بود\"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He designs snazzy new graphics for software packages.
[ترجمه گوگل]او گرافیک های جدید و جذابی را برای بسته های نرم افزاری طراحی می کند
[ترجمه ترگمان]او طرح های جدید برای بسته های نرم افزاری را طراحی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She was wearing a snazzy little red number.
[ترجمه گوگل]او یک شماره قرمز کوچک و شیک پوشیده بود
[ترجمه ترگمان] اون یه شماره قرمز جذاب و جذاب پوشیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. And they looked real cute in their snazzy white caps.
[ترجمه گوگل]و آنها با کلاه های سفید جذاب خود واقعاً زیبا به نظر می رسیدند
[ترجمه ترگمان]و آن ها با کلاه های سفید و snazzy جذاب به نظر می رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Dale spun around the dance floor in a snazzy blue suit.
[ترجمه گوگل]دیل با کت و شلوار آبی زیبا دور زمین رقص چرخید
[ترجمه ترگمان]دیل با کت و شلوار آبی جذاب اطراف سالن رقص می چرخید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I love those snazzy little silk dresses.
[ترجمه گوگل]من عاشق آن لباس های ابریشمی کوچک شیک هستم
[ترجمه ترگمان]من اون لباس های little snazzy رو دوست دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There were racks and racks of snazzy swimming trunks.
[ترجمه گوگل]قفسه ها و قفسه های تنه شنای شیک وجود داشت
[ترجمه ترگمان]قفسه ها و قفسه swimming جالب توجهی وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A gentleman gave us a ride in his snazzy car.
[ترجمه گوگل]یک آقایی ما را سوار ماشین شیک خود کرد
[ترجمه ترگمان]آقایی به ما تعارف کرد که سوار ماشین snazzy شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Innovation is about more than designing snazzy products.
[ترجمه گوگل]نوآوری چیزی فراتر از طراحی محصولات جذاب است
[ترجمه ترگمان]نوآوری بیشتر از طراحی محصولات snazzy است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She's a very snazzy dresser, ie She always dresses fashionably.
[ترجمه گوگل]او یک کمد بسیار شیک است، یعنی همیشه شیک لباس می پوشد
[ترجمه ترگمان]او لباس بسیار جالبی است و همیشه لباس مناسب می پوشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Ah, there's a snazzy jacket and I gonna get a pair of mitts for my brother.
[ترجمه گوگل]آه، یک ژاکت شیک هست و من برای برادرم یک جفت دستکش می گیرم
[ترجمه ترگمان]یه کت snazzy و یه جفت دستکش برای برادرم میارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. That's a snazzy necktie you have.
[ترجمه گوگل]این یک کراوات شیک است که شما دارید
[ترجمه ترگمان]این یه کراوات snazzy که تو داری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A Pakistani group is adding a snazzy 350 - room hotel.
[ترجمه گوگل]یک گروه پاکستانی در حال اضافه کردن یک هتل زیبا با 350 اتاق است
[ترجمه ترگمان]یک گروه پاکستانی یک هتل ۳۵۰ اتاقه را به این هتل اضافه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Cardigan A snazzy sweater instantly dresses up any outfit.
[ترجمه گوگل]ژاکت کش باف پشمی یک ژاکت شیک فوراً هر لباسی را به تن می کند
[ترجمه ترگمان] کت و شلوار مارک snazzy فورا لباس عوض کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The boss set his mistress up in a snazzy love nest.
[ترجمه گوگل]رئیس معشوقه خود را در یک لانه عاشقانه زیبا قرار داد
[ترجمه ترگمان]رئیس mistress را در یک آشیانه عشق snazzy قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بسیار جالب (صفت)
snazzy

بسیار جاذب (صفت)
snazzy

انگلیسی به انگلیسی

• classy, very stylish, fancy (informal)
something that is snazzy is stylish and attractive, sometimes in a rather showy way; an informal word.

پیشنهاد کاربران

شیک و جذاب
با کلاس؛ کلاس بالا؛ لوکس؛ گرانقیمت
Example:👇
BEN: Look, what are we fighting for? I haven’t seen you for four years. Truce, huh? What do you say? Let me buy you guys dinner. We’ll go out to the snazziest goddamn restaurant. ( Loose Ends - a play by Michael Weller )
ناز
مامانی

بپرس