smuggle

/ˈsməɡl̩//ˈsmʌɡl̩/

معنی: قاچاق کردن
معانی دیگر: گریزه آوردن (یابردن)

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: smuggles, smuggling, smuggled
(1) تعریف: to import or export illegally, esp. without paying taxes or duties.
مشابه: run

- They were smuggling fine art into the country.
[ترجمه گوگل] آنها هنرهای زیبا را به کشور قاچاق می کردند
[ترجمه ترگمان] آن ها داشتند هنرهای زیبا را به کشور قاچاق می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to bring in or take out in secret.

- She was caught smuggling cigarettes into her room.
[ترجمه گوگل] او در حال قاچاق سیگار به اتاقش دستگیر شد
[ترجمه ترگمان] او در اتاق خودش سیگار قاچاق می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: smuggler (n.)
• : تعریف: to engage in the illegal trafficking of goods.

جمله های نمونه

1. Friends managed to smuggle him secretly out of the country.
[ترجمه گوگل]دوستان موفق شدند او را مخفیانه از کشور خارج کنند
[ترجمه ترگمان]دوستانش موفق شدند او را مخفیانه از کشور خارج کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She was caught trying to smuggle 26 kilos of heroin out of/into the country.
[ترجمه گوگل]او در تلاش برای قاچاق 26 کیلو هروئین به خارج/به کشور دستگیر شد
[ترجمه ترگمان]او در تلاش برای قاچاق ۲۶ کیلوگرم هروئین از این کشور دستگیر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They deny conspiring together to smuggle drugs.
[ترجمه گوگل]آنها منکر توطئه مشترک برای قاچاق مواد مخدر می شوند
[ترجمه ترگمان]اونا انکار میکنن که دارن با هم توطئه می کنن که مواد قاچاق کنن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. My message is "If you try to smuggle drugs you are stupid"
[ترجمه گوگل]پیام من این است که "اگر قصد قاچاق مواد مخدر دارید احمق هستید"
[ترجمه ترگمان]پیام من این است: \" اگر تلاش کنید که مواد مخدر را قاچاق کنید احمق هستید \"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Customs officials foiled an attempt to smuggle priceless paintings out of the country.
[ترجمه گوگل]ماموران گمرک تلاش برای قاچاق تابلوهای گرانبها به خارج از کشور را خنثی کردند
[ترجمه ترگمان]مسئولان گمرک تلاشی برای قاچاق نقاشی های گران قیمتی از این کشور را خنثی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They managed to smuggle a videotape of the captive journalists out of the prison.
[ترجمه گوگل]آنها موفق شدند نوار ویدئویی روزنامه نگاران اسیر را از زندان خارج کنند
[ترجمه ترگمان]آن ها توانستند یک نوار ویدئویی از روزنامه نگاران زندانی را از زندان به بیرون قاچاق کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He bribed one of the prison guards to smuggle out a note.
[ترجمه گوگل]او به یکی از نگهبانان زندان رشوه داد تا یک یادداشت را قاچاق کند
[ترجمه ترگمان]اون به یکی از نگهبان های زندان رشوه داده تا یادداشتی بفرسته
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. They were foiled in their attempt to smuggle priceless paintings.
[ترجمه گوگل]آنها در تلاش خود برای قاچاق نقاشی های گرانبها ناکام شدند
[ترجمه ترگمان]آن ها تلاش خود برای قاچاق نقاشی های گران بها را خنثی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He managed to smuggle a gun into the prison.
[ترجمه گوگل]او موفق شد اسلحه ای را به صورت قاچاق وارد زندان کند
[ترجمه ترگمان]اون تونسته یه اسلحه داخل زندان بفرسته
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Customs officials uncovered a plot to smuggle weapons into the country.
[ترجمه گوگل]ماموران گمرک از طرحی برای قاچاق اسلحه به کشور کشف کردند
[ترجمه ترگمان]مقامات گمرک از توطئه ای برای قاچاق اسلحه به این کشور پرده برداشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Police have foiled an attempt to smuggle a bomb into Belfast airport.
[ترجمه گوگل]پلیس تلاش برای قاچاق بمب به فرودگاه بلفاست را خنثی کرد
[ترجمه ترگمان]پلیس تلاشی برای قاچاق بمب به فرودگاه بلفاست را خنثی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Dealers have ways and means of making people smuggle drugs for them.
[ترجمه گوگل]دلالان راه و روش هایی دارند که مردم را وادار به قاچاق مواد مخدر برای آنها کنند
[ترجمه ترگمان]فروشندگان راه هایی برای قاچاق مواد مخدر به آن ها دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I'll smuggle you in through the back door.
[ترجمه گوگل]من تو را از در پشتی به صورت قاچاق وارد می کنم
[ترجمه ترگمان]من شما را از در پشتی وارد می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Edwards is charged with trying to smuggle 20 kg of cannabis into the country.
[ترجمه گوگل]ادواردز به تلاش برای قاچاق 20 کیلوگرم حشیش به کشور متهم شده است
[ترجمه ترگمان]ادواردز به تلاش برای قاچاق ۲۰ کیلوگرم شاهدانه به این کشور متهم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. All deny conspiring to smuggle drugs.
[ترجمه گوگل]همه توطئه برای قاچاق مواد مخدر را انکار می کنند
[ترجمه ترگمان]همه انکار میکنن به خاطر قاچاق مواد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

قاچاق کردن (فعل)
smuggle

انگلیسی به انگلیسی

• import or export illegally; bring in or take out secretly
if someone smuggles things or people into a place or out of it, they take them there illegally or secretly.

پیشنهاد کاربران

قاچاق کردن:
"She was caught trying to smuggle 26 pounds of heroin out of/into the country. "
To smuggle is to illegally transport goods, drugs, or people across borders or through restricted areas. It involves evading customs or other law enforcement authorities.
انتقال غیرقانونی کالاها، مواد مخدر یا افراد از مرزها یا از طریق مناطق ممنوعه است. این شامل فرار از گمرک یا پلیس مرزبانی است.
...
[مشاهده متن کامل]

قاچاق کردن
The criminals attempted to smuggle drugs across the border in hidden compartments of their vehicle.
The smugglers were caught trying to smuggle rare bird species.
Smuggling can result in hefty fines and imprisonment if caught.

smugglesmuggle
منابع• https://fluentslang.com/slang-for-crimes/
رد و بدل شدن
قاچاقی رد کردن
قاچاقیدن.
به خورد کسی دادن
She’s gonna smuggle you love potion
( قاچاقی ) رد کردن
ربایش اسناد و مدارک
انتقال غیر قانونی

بپرس