🔸 نکته:
تفاوت با messy ( نامرتب ) و untidy ( بی ترتیب )
messy بر به هم ریختگی و آشفتگی تأکید دارد، untidy بر بی نظمی و مرتب نبود� تمرکز دارد، در حالی که sloppy - looking بر ظاهر شلخته و بی دقت تأکید می کند و بار معنایی بدون رسیدگی و بی اهمیتی به ظاهر را قوی تر منتقل می کند.
... [مشاهده متن کامل]
این صفت با خط تیره نوشته می شود و پیش از اسم می آید.
تفاوت با messy ( نامرتب ) و untidy ( بی ترتیب )
messy بر به هم ریختگی و آشفتگی تأکید دارد، untidy بر بی نظمی و مرتب نبود� تمرکز دارد، در حالی که sloppy - looking بر ظاهر شلخته و بی دقت تأکید می کند و بار معنایی بدون رسیدگی و بی اهمیتی به ظاهر را قوی تر منتقل می کند.
... [مشاهده متن کامل]
این صفت با خط تیره نوشته می شود و پیش از اسم می آید.
🔸 معادل فارسی:
شلخته و بی نظم به نظر رسیدن؛ ژولیده؛ نامرتب و درهم؛ بی دقت و شلخته ظاهر
🔸 مثال ها:
• He showed up in a sloppy - looking T - shirt and torn jeans.
او با یک تی شرت نامرتب و شلوار جین پاره ظاهر شد.
... [مشاهده متن کامل]
• The report was sloppy - looking and full of errors.
آن گزارش ظاهری نامرتب و پر از اشتباه داشت.
• The office looked sloppy - looking after the party.
دفتر پس از مهمانی به هم ریخته و نامرتب به نظر می رسید.
شلخته و بی نظم به نظر رسیدن؛ ژولیده؛ نامرتب و درهم؛ بی دقت و شلخته ظاهر
🔸 مثال ها:
او با یک تی شرت نامرتب و شلوار جین پاره ظاهر شد.
... [مشاهده متن کامل]
آن گزارش ظاهری نامرتب و پر از اشتباه داشت.
دفتر پس از مهمانی به هم ریخته و نامرتب به نظر می رسید.