slip out

پیشنهاد کاربران

عمدتا به دو صورت استفاه می شه در هر دو به معنی "در رفتن".
1. در رابطه با کلمات. مثلا فلان حرف از دهنم "در رفت".
2. در رابطه با فرار. مثلا زندانی از سلولش" در رفت". ( بی سرو و صدا )
آنچنان به فرار کردن نزدیک نیست، اون میشه flee.
از یاد رفتن، از ذهن رفتن، فراموش شدن
Irish exit
بی سر و صدا جمع را ترک کردن
بی سروصدا از جایی خارج شدن
to leave quietly or quickly so that no one will notice
بدون جلب توجه کسی، به سرعت و به آرامی جایی را ترک کردن
Before I could say anything she had gathered her books and slipped out the door ( = left quickly through the door ) .
We'll slip out ( through ) the back door.
منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/slip-out
زده شدن و اظهار شدن یک سخن
1. حرف از دهان کسی در رفتن 2. یواشکی از جایی بیرون رفتن
( از دست ) لیز خوردن و افتادن
یواشکی خارج شدن، یواشکی بیرون رفتن
از زبان در رفتن. چیزی که نباید گفت ولی گفته شود
I didn't mean to say it . the words sliped out
گریختن
در آورد ، خارج کردن
دررفتن
1. to slide out
بیرون افتادن و خارج شدن ( The hammer slipped out of my hands )
2. to leave a place without being noticed
خارج شدن از جایی بدون اینکه کسی متوجه شود ( We'll slip out through the back door )
...
[مشاهده متن کامل]

3. to be said by mistake
از دهن پریدن چیزی و به اشتباه گفتن ( I didn't intend to tell them. It just slipped out )

از دست دادن
در مورد اشک معنی پایین اومدن و درمورد ترس از بین رفتن
عبارت یا عبارت فعلی ) یعنی ( یهو ) از دهنم پرید مثال I'm sorry I said that. It just slipped out ببخشید که اونو گفتم، فقط ( یهو ) از دهنم پرید!
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)

بپرس