[ترجمه گوگل] یک لباس کوکتل شیک [ترجمه ترگمان] و لباس cocktail به تن داشت، [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
جمله های نمونه
1. She's wearing a slinky black mini-skirt.
[ترجمه me] او دامن مشکی کوتاهی پوشیده است
|
[ترجمه گوگل]او یک دامن کوتاه مشکی به تن دارد [ترجمه ترگمان]اون یه دامن کوتاه مشکی پوشیده [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. There's some very slinky dancing going on tonight!
[ترجمه گوگل]امشب یک رقص بسیار نازک در جریان است! [ترجمه ترگمان]امشب رقص very برگزار می شود! [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. She appeared in a slinky satin dress.
[ترجمه گوگل]او با یک لباس ساتن شیک ظاهر شد [ترجمه ترگمان]لباس ساتن slinky پیدا کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. I discarded my unfamiliar new slinky satin pyjamas for my familiar old sweater and jeans and headed for the nearest shops.
[ترجمه گوگل]پیژامه ناآشنا و ناآشنا ساتن و شلوار جین آشنای قدیمی ام را کنار گذاشتم و به سمت نزدیکترین مغازه ها رفتم [ترجمه ترگمان]من لباس خواب نو unfamiliar را برای لباس کهنه و شلوار جین آشنا کردم و به طرف نزدیک ترین مغازه رفتم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. The whole idea is to look slinky. Stand still a minute while I - that's better.
[ترجمه گوگل]کل ایده این است که ظاهری نازک داشته باشید یک دقیقه بایستید تا من - این بهتر است [ترجمه ترگمان]کل قضیه اینه که به \"slinky\" نگاه کنیم یک دقیقه صبر کن تا من - این بهتر است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. The strands would be pushed together like a slinky and carried on the tracks for use at a new place.
[ترجمه گوگل]تارها مانند یک لزج به هم فشار داده میشوند و برای استفاده در مکان جدید روی ریلها حمل میشوند [ترجمه ترگمان]این رشته ها مانند a به هم متصل می شدند و در مسیر جدیدی برای استفاده در مسیر جدید حمل می شدند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. Neither slinky dresses nor thigh-throttling jeans and undulating cleavage seem to arouse the slightest passion into those zombies on the terraces.
[ترجمه گوگل]به نظر نمیرسد که نه لباسهای شیک و نه شلوار جین رانها و دکلهای مواج کوچکترین علاقهای را در زامبیهای روی تراس برانگیزد [ترجمه ترگمان]نه لباس slinky، نه شلوار jeans و cleavage که به نظر می رسید ذره ای شور و هیجانی در آن ها وجود دارد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. However, for slinky evening wear, black, be it opaque or sheer, is still the right choice.
[ترجمه گوگل]با این حال، برای لباس شب شیک، مشکی، چه مات یا شفاف، همچنان انتخاب مناسبی است [ترجمه ترگمان]با این حال، برای پوشیدن لباس شب سیاه، سیاه، کدر و یا محض، هنوز انتخاب درستی است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Soon, society women were wearing slinky dresses that favored a more small-breasted, slender figure.
[ترجمه گوگل]به زودی، زنان جامعه لباسهای ضخیمتری میپوشیدند که سینههای کوچکتر و باریکتر را نشان میداد [ترجمه ترگمان]به زودی زنان جامعه لباس های slinky می پوشیدند که به شکل اندام باریک و باریک تری بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. What angle will enable the Slinky to go for the best walk?
[ترجمه گوگل]چه زاویه ای اسلینکی را قادر می سازد بهترین پیاده روی را انجام دهد؟ [ترجمه ترگمان]کدام زاویه باعث خواهد شد که slinky به بهترین راه بروند؟ [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. The inventor of the Slinky was a retired Navy engineer named Richard James, who worked in the Philadelphia Naval Shipyard.
[ترجمه گوگل]مخترع اسلینکی یک مهندس بازنشسته نیروی دریایی به نام ریچارد جیمز بود که در کارخانه کشتی سازی نیروی دریایی فیلادلفیا کار می کرد [ترجمه ترگمان]مخترع of یک مهندس بازنشسته نیروی دریایی به نام ریچارد جیمز بود که در کشتی سازی نیروی دریایی فیلادلفیا کار می کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. It is like creating a slinky of energy on its side.
[ترجمه گوگل]این مانند ایجاد انرژی در کنار آن است [ترجمه ترگمان]مثل این است که نوعی از انرژی را در کنار خود ایجاد کنید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Can you use the Slinky as a wave detector this way?
[ترجمه گوگل]آیا می توانید از این طریق از Slinky به عنوان آشکارساز موج استفاده کنید؟ [ترجمه ترگمان]آیا می توانید از the به عنوان ردیاب موج در این روش استفاده کنید؟ [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. There's rather more of a slinky Carribbean aspect to the mix now, like Sonny Rollins fed through Supercollider.
[ترجمه گوگل]در حال حاضر بیشتر جنبهی کارائیبی در این ترکیب وجود دارد، مانند سانی رولینز که از طریق Supercollider تغذیه میشود [ترجمه ترگمان]در حال حاضر بیشتر جنبه slinky به مخلوط وجود دارد، مانند سانی Rollins که از Supercollider تغذیه می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
مترادف ها
دزدکی (صفت)
privy, furtive, slinky, stealthy, snoopy
خوش ژست (صفت)
slinky
انگلیسی به انگلیسی
• stealthy, furtive, sneaky; clinging and provocative (of clothing) slinky clothes fit closely to a woman's body in a way that makes her sexually attractive.
پیشنهاد کاربران
**Root word of "slinky" in English:** The word "slinky" is derived from the word "slink, " which means to move smoothly and quietly, often in a way that suggests stealth or a graceful, sinuous motion. ... [مشاهده متن کامل]
**Root word in Persian ( Farsi ) :** ریشه ی کلمه "slinky" در انگلیسی از کلمه "slink" گرفته شده است که به معنای حرکت نرم و آرام، معمولاً به صورتی که نشان دهنده پنهانی بودن یا حرکتی ظریف و نرم باشد، است. **"Slinky" meaning in English:** A "slinky" is a toy consisting of a coil of metal or plastic that can "walk" down stairs when one end is placed on a step and the other is allowed to fall. It is also used as an adjective to describe something that moves in a smooth, graceful, or sinuous manner, often suggesting a seductive or elegant quality. **"Slinky" meaning in Persian ( Farsi ) :** در فارسی، "slinky" به معنای یک اسباب بازی است که از یک فنر فلزی یا پلاستیکی تشکیل شده و می تواند از پله ها پایین بیاید. همچنین به عنوان صفت، به حرکتی نرم، روان و دنباله دار اشاره دارد که معمولاً ویژگی های فریبنده یا ظریف را تداعی می کند. 1. The **slinky** moved down the stairs with ease, capturing everyone's attention with its graceful descent. اسلینکی به راحتی از پله ها پایین می آمد و توجه همه را با نزول زیبا و آرام خود جلب می کرد. 2. She wore a **slinky** dress that hugged her figure, making her the center of attention at the party. او لباس اسلینکی پوشیده بود که بدنش را به خوبی در آغوش می گرفت و او را در مهمانی مرکز توجه می کرد. 3. The snake slithered in a **slinky** motion, disappearing into the bushes. مار به طور نرم و روان حرکت می کرد و به داخل بوته ها ناپدید شد. 4. His **slinky** moves on the dance floor made everyone else look stiff and awkward in comparison. حرکات نرم و روان او در زمین رقص باعث شد که دیگران در مقایسه خشک و دست و پا چلفتی به نظر برسند. 5. The **slinky** cat moved through the shadows, its eyes glowing in the dark. گربه اسلینکی از میان سایه ها عبور می کرد و چشمانش در تاریکی می درخشید. 6. The **slinky** sound of the violin filled the room, creating a mood of mystery. صدای نرم و روان ویولن اتاق را پر کرد و حالتی اسرارآمیز ایجاد کرد. 7. She danced with such a **slinky** style that everyone admired her elegance and poise. او با سبکی چنین نرم و روان رقصید که همه به ظرافت و متانت او تحسین کردند. 8. The **slinky** movement of the model on the runway caught everyone's eye. حرکت نرم و روان مدل روی باند توجه همه را جلب کرد. 9. The **slinky** sound of the wind through the trees created a calming atmosphere. صدای نرم و روان باد از میان درختان، فضایی آرام بخش ایجاد کرد. 10. His **slinky** behavior made everyone suspicious, as he seemed to have an agenda. رفتار نرم و روان او باعث شد که همه مشکوک شوند، چون به نظر می رسید که نقشه ای در سر دارد. chatgpt