sling drugs

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
( عامیانه – اصلی ) مواد فروختن، دستفروشی مواد مخدر کردن
( توزیع غیرقانونی ) پخش کردن، جابجا کردن ( کالای قاچاق )
🔸 مثال ها:
( سریال بریکینگ بد – معروف )
Walter White: You may know a lot about chemistry, man, but you don't know jack about slinging dope.
...
[مشاهده متن کامل]

والتر وایت: ممکنه شیمی رو خوب بلد باشی، اما هیچی از موادفروشی سرت نمی شه.
( خیابانی )
He got caught slinging crack on the corner.
او موقع فروش کراک در گوشه خیابان دستگیر شد.
( در محاوره )
I saw that guy slinging weed behind the school.
من اون پسر رو دیدم که پشت مدرسه مواد می فروخت.