slider

/sˈlaɪdər//ˈslaɪdə/

معنی: لغزنده، سر خورنده
معانی دیگر: (شخص یا چیز) لغزنده، سرنده، لیز، سر sor خورنده

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that slides.

(2) تعریف: in baseball, a fast pitch that changes direction slightly as it nears the batter.

جمله های نمونه

1. Scroll through the document using the slider bar on the right of the window.
[ترجمه گوگل]با استفاده از نوار لغزنده سمت راست پنجره، سند را اسکرول کنید
[ترجمه ترگمان]با استفاده از نوار لغزش در سمت راست پنجره، از طریق نوشتار بروید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Relies mostly on fastballs and the slider.
[ترجمه گوگل]بیشتر به توپ های سریع و لغزنده متکی است
[ترجمه ترگمان]relies بیشتر به fastballs و اسلایدر slider (slider)هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. With a slider it is possible to fish a much larger grouping of bulk shot well below the drifting layers of water.
[ترجمه گوگل]با یک نوار لغزنده می توان گروه بسیار بزرگتری از گلوله های فله ای را در زیر لایه های در حال حرکت آب ماهیگیری کرد
[ترجمه ترگمان]با یک اسلایدر، ممکن است که یک گروه بسیار بزرگ تر از توده بدنی به خوبی پایین تر از لایه های شناور آب، پرورش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A fourth slider takes care of volume and a status light shows when the circuit is powered up.
[ترجمه گوگل]لغزنده چهارم از میزان صدا مراقبت می کند و یک چراغ وضعیت نشان می دهد که مدار روشن می شود
[ترجمه ترگمان]یک اسلایدر چهارم به حجم و یک نمایش سبک در زمانی که مدار برق می زند، توجه نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The good old master volume slider sits farthest right.
[ترجمه گوگل]نوار لغزنده اصلی خوب قدیمی در دورترین فاصله سمت راست قرار دارد
[ترجمه ترگمان]اسلایدر راست استاد قدیمی بسیار راست می نشیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Adjust the slider to specify what users are allowed to see.
[ترجمه گوگل]نوار لغزنده را تنظیم کنید تا مشخص کنید کاربران مجاز به دیدن چه چیزی هستند
[ترجمه ترگمان]اسلایدر را برای مشخص کردن آنچه که کاربران مجاز به دیدن هستند، تنظیم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The value at the left end of the slider.
[ترجمه گوگل]مقدار در سمت چپ نوار لغزنده
[ترجمه ترگمان]مقدار در انتهای چپ اسلایدر)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A slider bearing is consisted of a slider, a rotating disk, and an ultra thin air film between them.
[ترجمه گوگل]یک بلبرینگ لغزنده از یک لغزنده، یک دیسک چرخان و یک لایه هوای فوق نازک بین آنها تشکیل شده است
[ترجمه ترگمان]یک bearing (bearing)شامل یک slider، یک دیسک چرخان و یک فیلم فوق العاده نازک بین آن ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. According to the work condition of pantograph slider, materials with improved friction wear performance was designed.
[ترجمه گوگل]با توجه به شرایط کاری لغزنده پانتوگراف، مواد با عملکرد سایش اصطکاک بهبود یافته طراحی شد
[ترجمه ترگمان]با توجه به شرایط کاری اسلایدر pantograph، متریال با عملکرد فرسایش یافته بهبود یافته طراحی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Moving the slider changes the length of the displayed color bar by invoking the callback named fct, which calls the value function on the ProgressBars to set the new length.
[ترجمه گوگل]با حرکت دادن نوار لغزنده، طول نوار رنگی نمایش داده شده را با فراخوانی فراخوانی به نام fct تغییر می‌دهد، که تابع مقدار را در نوارهای ProgressBars برای تنظیم طول جدید فراخوانی می‌کند
[ترجمه ترگمان]حرکت دادن اسلایدر، طول نوار رنگ نمایش داده شده را با احضار the به نام fct تغییر می دهد، که تابع ارزش را بر روی ProgressBars فراخوانی می کند تا طول جدید تنظیم شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Tonight, the slider was a good pitch (for the strikeout).
[ترجمه گوگل]امشب، لغزنده زمین خوبی بود (برای ضربه زدن)
[ترجمه ترگمان]امشب، این اسلایدر یک تبلیغ خوب (برای the)بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In the Time Slider, set the Playback Start Time to
[ترجمه گوگل]در Time Slider، زمان شروع پخش را بر روی تنظیم کنید
[ترجمه ترگمان]در زمان Slider، زمان شروع Playback را تنظیم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A ratchet pawl locks or releases the ratchet slider.
[ترجمه گوگل]یک پنجه ضامن دار لغزنده جغجغه را قفل یا آزاد می کند
[ترجمه ترگمان]تغییر شکل (تغییر شکل)و یا تغییر شکل (ضامن)را آزاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Set the frame in the Time Slider.
[ترجمه گوگل]فریم را در Time Slider تنظیم کنید
[ترجمه ترگمان]کادر را در زمان Slider تنظیم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Red - eared slider turtles, a species said to originate in Brazil, are an internationally recognized ecological invader.
[ترجمه گوگل]لاک‌پشت‌های گوش قرمز، گونه‌ای که گفته می‌شود منشا آن برزیل است، یک مهاجم بوم‌شناختی شناخته‌شده بین‌المللی هستند
[ترجمه ترگمان]turtles اسلایدر قرمز - گوش، یک گونه گفته می شود که در برزیل ایجاد می شوند، یک مهاجم اکولوژیکی شناخته شده بین المللی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

لغزنده (اسم)
slide, slipper, slider, slip-over

سر خورنده (اسم)
slider

تخصصی

[برق و الکترونیک] لغزنده اتصال متحرک لغزان . - لغزنده
[نساجی] قطعه کشوئی
[ریاضیات] قطعه ی کشویی، لغزنده، کشویی

انگلیسی به انگلیسی

• person or thing that slides; curving fastball (baseball); freshwater turtle; (computers) mark which may be moved on a sliding scale in order to set the value of a variable (in a graphical user interface)

پیشنهاد کاربران

لغزنده
A slider is a small, bite - sized burger typically served on a mini bun. It is called a slider because it is easy to “slide” into your mouth in just a few bites.
اسلایدر یک همبرگر کوچک و لقمه ای است که معمولاً روی یک نان کوچک سرو می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

*** اسلایدر اصطلاحی آمریکایی برای انواع ساندویچ کوچک که عموماً قطری به اندازه ۵٫۱ سانتی متر دارند. این اصطلاح در درجه اول به همبرگرهای کوچک اشاره دارد، اما در عین حال می تواند هر نوع ساندویچ کوچک دیگری که در نان های اسلایدر سرو می شود را هم شامل شود. این اصطلاح هنگامی محبوب شد که توسط رستوران زنجیره ای فست فود کاخ سفید با املای "Slyder" بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۹ میلادی موردی استفاده قرار گرفت.
**************************************************************************************************
مثال؛
For example, at a restaurant, you might see a menu item that says, “Try our delicious sliders with a variety of toppings. ”
A person might say, “I love ordering sliders at parties because they’re the perfect finger food. ”
At a BBQ, someone might ask, “Can you pass me one of those sliders?”

slider
منابع• https://fluentslang.com/slang-for-sandwich/
1 - ساندویچ های گرد و کوچک مثل همبرگر کوچک!
2 - یک نوع لاک پشت آبزی وابسته به آب شیرین بومی آمریکا که بعنوان حیوان خانگی یا همون pet نگهداری می شود.
3 - بیس بال ) یک پرتاب سریع و کات دار ( قوس مانند ) توپ
...
[مشاهده متن کامل]

4 - اینترنت و وب ) اسلایدر، تصاویر ثابت و متحرک برای رساندن پیام و تبلیغات در یک وبسایت
5 - دکمه یا اهرمی برای کم و زیاد کردن حجم صدا یا نور و روشنایی

بپرس