sleigh

/sˈleɪ//sleɪ/

معنی: سورتمه، سورتمه راندن
معانی دیگر: کالسکه ی سورتمه ای (که به جای چرخ بر دو اسکی سوار است)، سورتمه ی اسبی، درشکه سورتمه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a light horse-drawn cart on runners that is used to carry people over snow and ice.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: sleighs, sleighing, sleighed
• : تعریف: to drive or be carried in a sleigh.

جمله های نمونه

1. the trace of a sleigh was visible in the snow
جای سورتمه روی برف ها هویدا بود.

2. . . . on a one-horse, open sleigh
. . . سوار بر سورتمه ی یک اسبه و رو باز

3. They travelled across the snow in a sleigh.
[ترجمه ایمان پوررضا ] آنها سوار بر سورتمه از میان برف سفر کردند. . .
|
[ترجمه گوگل]آنها با یک سورتمه روی برف سفر کردند
[ترجمه ترگمان]آن ها در سورتمه روی برف سفر کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Sleigh is an important means of transportation in this area.
[ترجمه مدرک طاهرفر] سورتمه یک اصطلاح مهمی در حمل ونقل این ناحیه است
|
[ترجمه گوگل]سورتمه وسیله حمل و نقل مهمی در این منطقه است
[ترجمه ترگمان]حمل ونقل وسیله مهم حمل و نقل در این منطقه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Father Christmas travels in a sleigh pulled by reindeer.
[ترجمه ایمان پوررضا ] بابانوئل سوار بر سورتمه ای که گوزن شمالی آن را می کشد سفر می کند.
|
[ترجمه گوگل]کریسمس پدر با سورتمه ای که توسط گوزن شمالی کشیده می شود سفر می کند
[ترجمه ترگمان]پدر کریسمس در سورتمه گوزن شمالی سفر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The sleigh was on one runner, heeling like a yacht in a wind.
[ترجمه گوگل]سورتمه روی یک دونده بود و مانند قایق بادبانی پاشنه می کشید
[ترجمه ترگمان]سورتمه روی یک دونده بود و مانند یک کشتی بادی در حرکت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. And the two single sleigh beds, side by side.
[ترجمه ایمان پوررضا ] دو تخت خواب یکنفره کنار هم بودند.
|
[ترجمه گوگل]و دو تخت سورتمه یک نفره کنار هم
[ترجمه ترگمان]و دوتا سورتمه تنها کنار هم کنار هم بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A sleigh dashed down the mountainside.
[ترجمه گوگل]یک سورتمه از دامنه کوه پایین آمد
[ترجمه ترگمان]سورتمه از کناره کوه سرازیر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. " I hope It'snows enough to go sleigh riding. "
[ترجمه گوگل]"امیدوارم برای سورتمه سواری برف کافی باشد "
[ترجمه ترگمان]امیدوارم برف بیاید و با سورتمه سواری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. By go-cart or unicycle, by skateboard or sleigh.
[ترجمه گوگل]با گاری یا تک چرخ، با اسکیت بورد یا سورتمه
[ترجمه ترگمان]بوسیله اسکیت یا یک چرخه، با اسکیت یا سورتمه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The sleigh was on one runner, heeling like a yacht in a gate.
[ترجمه گوگل]سورتمه روی یک دونده بود و مانند قایق بادبانی در دروازه ایستاده بود
[ترجمه ترگمان]سورتمه روی یک دونده بود و مانند یک قایق تفریحی در یک دروازه دست و پا می زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. With the sleigh full of Toys, and St. Nicholas too.
[ترجمه گوگل]با سورتمه پر از اسباب بازی، و سنت نیکلاس نیز
[ترجمه ترگمان]با سورتمه پر از اسباب بازی و سنت نیکولاس هم همینطور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Found on the sleigh bed package offer?
[ترجمه گوگل]در پیشنهاد بسته تخت سورتمه پیدا شد؟
[ترجمه ترگمان]توی سورتمه sleigh پیدا کردم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The horse knows the way to carry the sleigh.
[ترجمه گوگل]اسب راه حمل سورتمه را بلد است
[ترجمه ترگمان]اسب راه را بلد است تا سورتمه را حمل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سورتمه (اسم)
sledge, sled, sleigh

سورتمه راندن (فعل)
sledge, sled, sleigh

انگلیسی به انگلیسی

• open horse-drawn vehicle mounted on two ski-like runners and used to travel over snow or ice
travel in a sleigh; transport in a sleigh
a sleigh is the same as a sledge.

پیشنهاد کاربران

Land vehicle used for sliding across snow or ice
A sled, skid, sledge, or sleigh, is a land vehicle that slides across a surface, usually of ice or snow. It is built with either a smooth underside or a separate body supported by two or more smooth, relatively narrow, longitudinal runners similar in principle to skis. This reduces the amount of friction, which helps to carry heavy loads
...
[مشاهده متن کامل]

سورتمه، نوعی وسیله نقلیه بدون چرخ است که بیشتر در مناطق سردسیر، به وسیله سگ، اسب یا گوزن شمالی بر روی برف کشیده می شود. این وسیله از دوران باستان به کار می رفته و در سطوح پوشیده از برف و یخ، که حرکت وسیله چرخ دار به کندی صورت می گرفته است سورتمه با داشتن تیغه ( از جنس چوب، استخوان و بعدها فلز ) به جای چرخ، از اصطکاک کمتری برخوردار و بدینسان کشیدن آن آسان تر بوده است. از این وسیله هنوز هم برای نقل و انتقال در نواحی لاپ لند، یوکان ( شمال غرب کانادا ) ، آلاسکا و توندرای آسیا استفاده می شود و در مکان های دیگر بیشتر برای تفریح و سرگرمی به کار می رود.

sleigh
/sˈleɪ/
/sleɪ/
معنی: سورتمه، سورتمه راندن
معانی دیگر: کالسکه ی سورتمه ای ( که به جای چرخ بر دو اسکی سوار است ) ، سورتمه ی اسبی، درشکه سورتمه
سورتمه ( وسیله نقلیه ای که روی برف یا یخ کشیده می شود - اسم )
The children went for a ride in a horse - drawn sleigh.
با سورتمه رفتن/راندن ( حرکت با سورتمه - فعل )
They were sleighing down the hill.
...
[مشاهده متن کامل]

سورتمه بابانوئل ( وسیله نقلیه بابانوئل - اشاره به کریسمس و افسانه ها - اسم )
Santa's sleigh is pulled by reindeer.

● sled: سورتمه یا وسیله قابل کشیدن یا هل دادن
● sledge: همون sled هست ولی sledge بریتیشه و sled امریکن
● sleigh : سورتمه یا چیزی که برای حمل توسط حیوانات کشیده میشه
noun - countable :
سورتمه ( که در کف آن دو تیغه نصب شده و سورتمه به وسیله آن ها بر روی برف سُر می خورد و برای به حرکت در آمدن این سورتمه آن را به حیواناتی مانند سگ و گوزن می بندند. )
به عنوان مثال :
...
[مشاهده متن کامل]

Like skating, cross - country skiing, snowmobiling and horse - drawn sleigh and dogsled rides

sleighsleighsleigh
منابع• https://www.ldoceonline.com/dictionary/sleigh