sleeping partner

/sˈliːpɪŋˈpɑːrtnər//ˈsliːpɪŋˈpɑːtnə/

(انگلیس) رجوع شود به: silent partner، شریکی که تهیه سرمایه بااوست

جمله های نمونه

1. It is possible that Storr continued the concern, Fogelberg perhaps acting as the sleeping partner.
[ترجمه گوگل]ممکن است که استور به این نگرانی ادامه داده باشد، فوگلبرگ شاید به عنوان شریک خواب عمل کند
[ترجمه ترگمان]این امکان وجود دارد که Storr نگرانی خود را ادامه دهد و شاید به عنوان شریک خفته عمل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It stood at stud at Craigie and half of its earnings were paid to William Dunlop, the sleeping partner.
[ترجمه گوگل]در کریجی ایستاده بود و نیمی از درآمد آن به ویلیام دانلوپ، شریک خواب پرداخت شد
[ترجمه ترگمان]در stud در Craigie ایستاد و نیمی از درآمد آن به همسر خفته، همسر خفته، پرداخت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Memory foam covered in a removable and washable cover makes for a great sleeping partner.
[ترجمه گوگل]فوم مموری پوشیده شده در یک کاور قابل جدا شدن و قابل شستشو یک شریک خواب عالی را ایجاد می کند
[ترجمه ترگمان]فوم حافظه با پوشش قابل جابجایی و قابل شستشو باعث می شود که یک شریک خواب بزرگ ایجاد شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The grinding noise can be loud enough to wake up your sleeping partner -- some people say it sounds like the person is chewing rocks.
[ترجمه گوگل]صدای خراش می‌تواند به اندازه‌ای بلند باشد که شریک خواب شما را بیدار کند - برخی افراد می‌گویند که به نظر می‌رسد که فرد در حال جویدن سنگ است
[ترجمه ترگمان]صدای خرد کننده می تواند به اندازه کافی بلند باشد تا شریک خواب شما را بیدار کند - برخی افراد می گویند به نظر می رسد که آن فرد در حال جویدن سنگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The partnership jurisprudence concerning the issues of civil subjective status, assets, liability assumption, form of partnership, sleeping partner and limited partner is more worth researching.
[ترجمه گوگل]فقه تضامنی در مورد مسائل موضوعه مدنی، دارایی، فرض مسئولیت، صورت مشارکت، شریک خواب و شریک با مسئولیت محدود ارزش تحقیق بیشتری دارد
[ترجمه ترگمان]رویه مشارکت مربوط به مسائل مربوط به وضعیت ذهنی مدنی، دارایی ها، فرض مسئولیت، شکل مشارکت، شریک خواب و شریک محدود ارزش تحقیق را دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We've had couples come in forsleep studies, with one partner complaining of unwanted sexual attentionin the nightfrom their sleeping partner.
[ترجمه گوگل]ما زوج‌هایی را در مطالعات خواب‌آلود داشته‌ایم که یکی از آنها از توجه ناخواسته جنسی در شب از طرف شریک خواب خود شکایت کرده است
[ترجمه ترگمان]ما داشته ایم که با یک شریک که از روابط جنسی ناخواسته شریک زندگی خود شکایت کرده اند، در مطالعات forsleep شرکت کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[حقوق] شریک غیر فعال

انگلیسی به انگلیسی

• inactive partner
a sleeping partner is a person who provides some of the capital for a business but who does not take an active part in managing the business.

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
( تجاری ) My uncle is a sleeping partner in a successful restaurant chain; he just collects profits every year.
عموی من در یک زنجیره رستوران موفق شریک غیرفعال است؛ فقط هر سال سودش را می گیرد.
...
[مشاهده متن کامل]

( حقوقی ) The contract specified that sleeping partners would receive 30% of the profits but would have no say in daily operations.
قرارداد مشخص کرده بود که شرکای غیرفعال ۳۰٪ از سود را دریافت می کنند اما در عملیات روزمره حق اظهار نظر ندارند .
( آمریکایی ) In the US, we would call him a silent partner, not a sleeping partner.
در آمریکا، به او می گوییم شریک خاموش، نه شریک غیرفعال.
( ادبی ) As Dickens wrote, a gentleman might become a sleeping partner to avoid the daily grind of business.
همانطور که دیکنز نوشت، یک آقا ممکن است شریک غیرفعال شود تا از کار روزمره تجارت فرار کند .

🔸 تعریف ها:
1. ( حقوقی/تجاری – اصلی ) : شریکی در یک کسب وکار که سرمایه یا منابع مالی خود را وارد شرکت می کند اما در مدیریت روزمره و عملیات جاری شرکت نقشی ندارد و دخالت نمی کند .
مثال: He's a sleeping partner in several restaurants, providing the capital while others run the day - to - day operations.
...
[مشاهده متن کامل]

او در چندین رستوران شریک غیرفعال است، سرمایه را تأمین می کند در حالی که دیگران امور روزمره را مدیریت می کنند.
2. ( معادل آمریکایی ) : در انگلیسی آمریکایی به این نوع شریک، "silent partner" ( شریک خاموش ) می گویند .
مثال: She prefers to be a silent partner because she doesn't have time for meetings.
او ترجیح می دهد شریک خاموش باشد چون وقت جلسات را ندارد.
3. ( وضعیت حقوقی ) : شریکی که مسئولیتش معمولاً به میزان سرمایه ای که وارد کرده محدود می شود و در سود و زیان شریک است اما حق امضای اسناد شرکت یا تصمیم گیری مدیریتی ندارد .
مثال: The partnership agreement clearly defines the rights of sleeping partners to receive profits without management duties.
قرارداد مشارکت به وضوح حقوق شرکای غیرفعال برای دریافت سود بدون وظایف مدیریتی را تعریف می کند .