slaves


معنی: خدمه وغلامان
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. slaves were in the vilest positions
بردگان پست ترین موقعیت ها را داشتند.

2. his slaves considered him to be a kind master
در نظر بردگانش او برده دار رئوفی بود.

3. many slaves bought their freedom
بسیاری از بردگان آزادی خود را می خریدند.

4. when the slaves were set free
وقتی که بردگان آزاد شدند

5. lincoln emancipated american slaves
لینکلن بردگان امریکا را آزاد کرد.

6. lincoln set the slaves free
لینکلن بردگان را آزاد کرد.

7. such men are slaves of their appetites
چنین مردانی اسیر امیال خویش هستند.

8. he advocated freeing the slaves
او خواهان آزاد کردن بردگان بود.

9. the fetters of the slaves
غل و زنجیر بردگان

10. they used to force slaves to carry heavy burdens
بردگان را مجبور می کردند بارهای سنگینی را حمل کنند.

11. the agelong sufferings of the slaves
رنج های چند قرنی بردگان

12. a clement master who freed his slaves
ارباب با مروتی که بردگان خود را آزاد کرد.

13. they too followed the herd and bought slaves
آنان نیز از عامه پیروی کردند و برده خریدند.

14. those two lovers became each other's willing slaves
آن دو عاشق و معشوق برده ی خودخواسته ی همدیگر شدند.

15. he spoke in the style of master to slaves
او با لحن ارباب منشانه با غلامان حرف می زد.

مترادف ها

خدمه و غلامان (اسم)
chattels, slaves

معنی یا پیشنهاد شما