🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Work hard، Toil، و Break one's back:
عبارت Work hard به معنای سخت کار کردن است و خنثی ترین و رسمی ترین گزینه است؛ فقط تلاش زیاد را می رساند، بدون بار احساسی یا تصویری.
... [مشاهده متن کامل]
Toil به معنای زحمت کشیدن / جان کندن است و بار ادبی و رسمی تری دارد؛ بیشتر بر کار سخت و طاقت فرسای مداوم دلالت می کند، اما تصویر خشن را ندارد.
Break one's back به معنای کمر خود را شکستن است و تصویری نزدیک به این عبارت دارد، اما بر بار فیزیکی و سنگینی کار تأکید می کند، در حالی که Slave one's guts out بر فرسودگی کامل و از خودگذشتگی افراطی تمرکز دارد. تفاوت اصلی این است که Slaving one's guts out هم عامیانه تر و پررنگ تر است، هم بار تحقیرآمیز یا همدلانه ی شدیدتری دارد و معمولاً وقتی به کار می رود که گوینده می خواهد نارضایتی، استثمار، یا بی ارزش بودن تلاشش را برساند.
تفاوت این عبارت با Work hard، Toil، و Break one's back:
عبارت Work hard به معنای سخت کار کردن است و خنثی ترین و رسمی ترین گزینه است؛ فقط تلاش زیاد را می رساند، بدون بار احساسی یا تصویری.
... [مشاهده متن کامل]
Toil به معنای زحمت کشیدن / جان کندن است و بار ادبی و رسمی تری دارد؛ بیشتر بر کار سخت و طاقت فرسای مداوم دلالت می کند، اما تصویر خشن را ندارد.
Break one's back به معنای کمر خود را شکستن است و تصویری نزدیک به این عبارت دارد، اما بر بار فیزیکی و سنگینی کار تأکید می کند، در حالی که Slave one's guts out بر فرسودگی کامل و از خودگذشتگی افراطی تمرکز دارد. تفاوت اصلی این است که Slaving one's guts out هم عامیانه تر و پررنگ تر است، هم بار تحقیرآمیز یا همدلانه ی شدیدتری دارد و معمولاً وقتی به کار می رود که گوینده می خواهد نارضایتی، استثمار، یا بی ارزش بودن تلاشش را برساند.
🔸 معادل فارسی:
• تا سر حد مرگ کار کردن
• مثل خر کار کردن / جان کندن
• خون دل خوردن برای کاری
• ( عامیانه ) در کار کشتن خود
🔸 مثال ها:
• I've been slaving my guts out for this company for ten years.
... [مشاهده متن کامل]
ده سال است که دارم برای این شرکت تا سر حد مرگ کار می کنم.
• She slaved her guts out to get that degree.
او برای گرفتن آن مدرک جان کند.
• He slaves his guts out every day and still can't make ends meet.
او هر روز مثل خر کار می کند و هنوز نمی تواند مخارجش را دربیاورد.
• تا سر حد مرگ کار کردن
• مثل خر کار کردن / جان کندن
• خون دل خوردن برای کاری
• ( عامیانه ) در کار کشتن خود
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
ده سال است که دارم برای این شرکت تا سر حد مرگ کار می کنم.
او برای گرفتن آن مدرک جان کند.
او هر روز مثل خر کار می کند و هنوز نمی تواند مخارجش را دربیاورد.