slap with a lawsuit

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
slap with a lawsuit را با file a lawsuit ( شکایت ثبت کردن ) و sue ( شکایت کردن از ) اشتباه نگیرید؛
file a lawsuit و sue واژه های رسمی و خنثی هستند و فقط �اقامه ی دعوا� را نشان می دهند، در حالی که slap with a lawsuit بار معنایی �ناگهانی، تهاجمی، و قاطع� را اضافه می کند و در متون خبری برای جلب توجه به جدیت و ناگهانی بودن شکایت به کار می رود.
...
[مشاهده متن کامل]

همچنین توجه کنید که ساختار مجهول آن رایج تر است: be slapped with a lawsuit ( علیه کسی شکایت مطرح شدن ) . دقت کنید که در این ساختار، slap با حرف اضافه ی with به کار می رود و مفعول آن شخص یا نهادی است که علیه او شکایت شده است ( مثلاً slap someone with a lawsuit ) ، نه خود دعوا.

🔸 معادل فارسی:
شکایت حقوقی علیه کسی تنظیم کردن | علیه کسی دعوی قضایی مطرح کردن | کسی را به دادگاه کشاندن | شکایت سنگینی علیه کسی ثبت کردن | پرونده ی حقوقی برای کسی درست کردن | با شکایت به جان کسی افتادن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• The company slapped its former employee with a lawsuit for breach of contract.
این شرکت به خاطر نقض قرارداد، شکایت سنگینی علیه کارمند پیشین خود مطرح کرد.
• He was slapped with a lawsuit after the article was published.
پس از انتشار آن مقاله، علیه او دعوی قضایی مطرح شد.
• The celebrity slapped the tabloid with a lawsuit for defamation.
این سلبریتی به خاطر افترا، علیه آن نشریه ی زرد شکایت حقوقی سنگینی ثبت کرد.