slalom back and forth

پیشنهاد کاربران

اِسلالِم
🔸 معادل فارسی:
• مدام بین دو موضع رفت و برگشتن
• مرتب از این سو به آن سو تغییر جهت دادن
• بین دو دیدگاه نوسان کردن
• مرتب موضع عوض کردن
🔸 مثال ها:
The government has slalomed back and forth on the issue.
...
[مشاهده متن کامل]

دولت درباره این موضوع مدام بین مواضع مختلف رفت وبرگشت کرده است.
He slalomed back and forth between supporting and opposing the proposal.
او مدام بین حمایت و مخالفت با این پیشنهاد تغییر موضع داد.
The company has slalomed back and forth over its pricing strategy.
شرکت درباره راهبرد قیمت گذاری خود مرتب تغییر جهت داده است.