🔸 معادل فارسی
- دور زدن ( موضوع )
- طفره رفتن
- اجتناب کردن
- در زبان محاوره ای: پیچوندن، حرف رو دور زدن
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( استعاری – اصلی ) :** اجتناب کردن از صحبت مستقیم درباره ی یک موضوع حساس یا دشوار.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: He tried to skirt around the issue.
او سعی کرد موضوع را دور بزند
2. ** ( محاوره ای – عمومی ) :** نپرداختن مستقیم به اصل مطلب و رفتن سراغ حاشیه ها.
- مثال: Stop skirting around the question and answer it.
دست از دور زدن سؤال بردار و جواب بده
- - -
## 🔸 مترادف ها
evade – dodge – avoid – sidestep – beat around the bush
- - -
## 🔸 مثال ها
- The politician skirted around the question.
سیاستمدار سؤال را دور زد
- Don’t skirt around the problem, face it.
مشکل را دور نزن، با آن روبه رو شو
- She skirted around the topic of money.
او موضوع پول را دور زد
- دور زدن ( موضوع )
- طفره رفتن
- اجتناب کردن
- در زبان محاوره ای: پیچوندن، حرف رو دور زدن
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( استعاری – اصلی ) :** اجتناب کردن از صحبت مستقیم درباره ی یک موضوع حساس یا دشوار.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: He tried to skirt around the issue.
او سعی کرد موضوع را دور بزند
2. ** ( محاوره ای – عمومی ) :** نپرداختن مستقیم به اصل مطلب و رفتن سراغ حاشیه ها.
- مثال: Stop skirting around the question and answer it.
دست از دور زدن سؤال بردار و جواب بده
- - -
## 🔸 مترادف ها
- - -
## 🔸 مثال ها
سیاستمدار سؤال را دور زد
مشکل را دور نزن، با آن روبه رو شو
او موضوع پول را دور زد
طفره رفتن
شانه خالی کردن
خودداری کردن
شانه خالی کردن
خودداری کردن
دور زدن
به طور غیر مستقیم در مورد موضوعی حرف زدن