skincare

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• She has a simple skincare routine.
او یک روتین ساده ی مراقبت از پوست دارد.
• The skincare industry has grown rapidly in recent years.
صنعت مراقبت از پوست در سال های اخیر به سرعت رشد کرده است.
...
[مشاهده متن کامل]

• Good skincare starts with sunscreen.
مراقبت خوب از پوست با ضدآفتاب شروع می شود.
• He spends a lot of money on skincare products.
او پول زیادی برای محصولات مراقبت از پوست خرج می کند.
• A consistent skincare regimen can prevent premature aging.
یک برنامه ی منظم مراقبت از پوست می تواند از پیری زودرس جلوگیری کند.

I do skincare but my skin doesn't care : من از پوستم مراقبت میکنم اما پوستم اهمیت نمیده ( هرچی لوازم بهداشتی به پوستم میزنه وضعیتش خوب نمیشه )
مراقبت از پوست