sit uneasily

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ناخوشایند و ناهماهنگ بودن | به سختی کنار هم قرار گرفتن
• با هم جور نبودن | در تضاد و تنش بودن
• ناراحت کننده و آزاردهنده بودن | باعث بی قراری شدن
🔸 مثال ها:
• The two ideas sit uneasily together.
...
[مشاهده متن کامل]

این دو ایده با هم سازگاری ندارند و کنار هم ناخوشایند هستند.
• His wealth sits uneasily with his claims of socialism.
ثروت او با ادعاهای سوسیالیستی اش در تضاد و ناهماهنگی است.
• The government’s promises sit uneasily with its recent actions.
وعده های دولت با اقدامات اخیرش جور نیست و ناهماهنگ است.