🔸 معادل فارسی:
نگه داشتن چیزی و اقدام نکردن، معطل گذاشتن
عمداً به تعویق انداختن تصمیم یا اطلاع رسانی
( در مفهوم منفی تر ) پنهان کردن اطلاعات یا کند عمل کردن از روی بی تفاوتی یا منفعت شخصی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
"They've been sitting on that report for weeks — why won't they release it?"
هفته هاست اون گزارش رو نگه داشتن — چرا منتشرش نمی کنن؟
"Don't just sit on the offer — they need an answer by Friday. "
معطل نکن این پیشنهاد رو — اونا تا جمعه جواب می خوان.
"The committee sat on the proposal for months before finally rejecting it. "
کمیته ماه ها پیشنهاد رو معطل گذاشت و بعد رد کرد.
نگه داشتن چیزی و اقدام نکردن، معطل گذاشتن
عمداً به تعویق انداختن تصمیم یا اطلاع رسانی
( در مفهوم منفی تر ) پنهان کردن اطلاعات یا کند عمل کردن از روی بی تفاوتی یا منفعت شخصی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
هفته هاست اون گزارش رو نگه داشتن — چرا منتشرش نمی کنن؟
معطل نکن این پیشنهاد رو — اونا تا جمعه جواب می خوان.
کمیته ماه ها پیشنهاد رو معطل گذاشت و بعد رد کرد.
روی آن نشستن