sit at

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• قرار داشتن در / بودن در
• رسیدن به / بالغ شدن بر
• در سطحی بودن / در حدی ایستادن
• برابر بودن با / معادل بودن با
🔸 مثال ها:
• The federal threshold sat at $32, 649 for a family of four last year.
...
[مشاهده متن کامل]

سال گذشته، حد درآمد فدرال برای یک خانواده چهار نفری ۳۲٬۶۴۹ دلار بود.
• The unemployment rate sits at 4. 2 percent.
نرخ بیکاری در سطح ۴. ۲ درصد قرار دارد.
• Inflation currently sits at its highest level in a decade.
تورم در حال حاضر در بالاترین سطح یک دهه قرار دارد.