sink teeth into

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• دندان فرو کردن در / گاز گرفتن
• دندان گرفتن و چنگ زدن / گاز محکم گرفتن
• با دندان حمله کردن / دندان در چیزی فرو کردن
• به شدت مشغول شدن و درگیر شدن ( در بافت استعاری )
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• The man sunk his teeth into his girlfriend at a Tenerife nightclub.
مرد در آن باشگاه شبانه، دوست دخترش را محکم گاز گرفت.
• He sank his teeth into the attacker's arm.
او محکم بازوی مهاجم را گاز گرفت.
• She sank her teeth into the new project with enthusiasm.
او با اشتیاق، کاملاً وارد آن پروژه ی جدید شد.

با اشتیاق زیاد وارد کاری شدن